ارتش ج ا: سازمانی برای هیچ
طالبان مثل لشکر محمود افغان می توانند دو روزه به پایتخت ایران برسند
ارتش ج ا حدود ۴۰۰ هزار پرسنل دارد اما ماموریتی فراتر از حفاظت از مرزها ندارد، مرزهایی که در دنیای امروز احتمال حمله بدانها بسیار پایین است و اگر هم به طور مثال توسط ۵۰ هزار عضو طالبان مورد حمله واقع شود به سرعت شکسته خواهند شد. طالبان مثل لشکر محمود افغان می توانند دو روزه به پایتخت ایران برسند. این ارتش اصولا ارتش شاهنشاهی با ماموریتهای آن نیست و افرادی که آن را رقیب سپاه می دانند نمی دانند ج ا در عرض ۴۷ سال گذشته با این نهاد چه کرده است.
در این نوشته فقط به پنج نکته اشاره می کنم:
۱. فیلمهایی که هر از چند ماه یا سال منتشر می شوند و یک یا دو نفر ارتشی را نشان می دهند که با ج ا مخالفت یا از نظام پادشاهی دفاع می کنند حکایت از روندهایی خاص در نهاد ارتش ندارند. ارتش ج ا نه ظرفیت چالش نظام موجود را دارد و نه ظرفیت دفاع از آن را. این ارتش در جنگ میان حکومت و ملت بی خاصیت بوده و بی خاصیت خواهد بود. غالب کارکنان آن صرفا برای حقوق دولت بخور و بمیر ثبت نام کرده اند و با مشاغل دوم و سوم خود روزگار می گذرانند.
اقدامات افراد مخالف ارتشی (با لباس واقعی یا مبدل) اقدامات همان افراد است و همانها را یا اخراج می کنند یا نادیده می گیرند چون از نظر سازمانی برای فرماندهان فاقد اهمیت هستند. در روحانیت هم مواردی از مخالفت بوده و فورا خلع لباس شده اند.
۲. سازمان ارتش برای حکومت خطری به شمار نمی رود. وجود ارتش بیضه زدایی شده برای نمایش قدرت است در برابر کسانی که می دانند این ارتش اهمیت زیادی ندارد. این ارتش برای هیچ کس نخواهد جنگید: ملت، نظام یا خود ارتش. این ارتش قطب نما ندارد؛ افراد غیر ایدئولوژیک را استخدام می کنند تا برای نظامی ایدئولوژیک بجنگند در جامعه ای که ایدئولوژی اسلامگرایی در حال مرگ بوده است. این ارتش قدرتی ندارد تا اگر به ملت پیوست تصور کنیم اتفاقی افتاده است.
۳. نقش این ارتش در سیاست راهبردی دفاعی یا تهاجمی ج ا چیست؟ تقرییبا هیچ. نقشهای اصلی را سپاه دارد. ارتش نخودی است و نقش فرماندهان آن مداحی سپاهیان، سیاهی لشکر برای مراسم قدرت نمایی خامنه ای و دادن سردوشی به افرادی که این سردوشی هایشان برای مردم ارزش چندانی ندارد. فرماندهان ارتش نیز با دریافت نفت برای فروش فاسد و قاچاقچی شده اند.
۴. ارتش ج ا ارتشی است که کشورش اشغال شده و باید به اشغالگران هر روز ابراز وفاداری کند. از این ارتش چه می ماند؟ این ارتش بیشتر یک نیروی ذخیره عموما بیکاره برای روز مباداییست که بعید است اتفاق بیفتد و اگر اتفاق بیفتد از این ارتش بعید است بخاری بلند شود. این ارتش نه روحیه دارد، نه ارتباطی با مردم، نه ارتباطی با نخبگان و چهره های شناخته شده و نه هویتی که افراد بتوانند با آن هویت یابی کنند. این ارتش ربطی به ایران و ملت ایران ندارد؛ نهادی است بی خاصیت شده.
۵. دو سال و ۴ ماه تجربه سربازی در مقام ستوان یکمی در سالهای ۷۱-۷۳ (۱۵ سال بعد از فاجعه ۵۷) به من نشان داد که این نهاد حتی قدرت تامین صابون و زیر پیراهن برای سربازان خود را ندارد. خبرهایی که در طی سه اخیر از ارتش شنیده ام نشان از بدتر شدن شرایط در ارتش هستند. به این ارتش امیدی برای نجات ایران نیست.

