در دفاع از دولت ترامپ در مدیریت جنگ
نوشته برت استفنز، ترجمه مجید محمدی
اکثر آمریکاییها احتمالاً به مارس ۲۰۱۲ نگاه نمیکنند - اگر اصلاً آن را به خاطر بیاورند - و به قیمتهای وحشتناک بالای بنزین در آن سال نمی اندیشند. در ماهی که «بازیهای گرسنگی» بر گیشه سینماها حکومت میکرد و رئیس جمهور باراک اوباما در مسیر انتخاب مجدد راحت خود بود، قیمت نفت خام برنت ماه را حدود ۱۲۳ دلار در هر بشکه به پایان رساند. این رقم به دلار امروز حدود ۱۷۵ دلار در هر بشکه میشود.
از روز بسته شدن مؤثر تنگه هرمز توسط ج ا و حملات آن به تأسیسات انرژی همسایگانش، قیمت نفت در حدود ۱۰۰ دلار در نوسان است که کمی بالاتر از میانگین قیمت تعدیلشده با تورم از ژانویه ۲۰۰۱، یعنی تقریباً ۹۵ دلار است.
این باید چشماندازی از وحشت ناشی از جنگ در خاورمیانه ارائه دهد. به روایت منتقدان از وقایع حملهای بیدلیل و غیرضروری به ایران که به دستور اسرائیل آغاز شد، در حال حاضر یک شکست مفتضحانه در سیاست خارجی است که اقتصاد جهانی را بدون هیچ هدف یا پایان مشخصی در معرض خطر قرار داده است. همانطور که سناتور کریس مورفی، دموکرات از کنتیکت، آخر هفته به کریستن ولکر از شبکه انبیسی گفت: «ما هرگز در تاریخ این کشور شاهد این سطح از بیکفایتی در جنگافروزی نبودهایم.»
واقعاً؟ بیایید نگاهی به برخی از وجوه تاریخ معاصر بیندازیم.
در طول عملیات طوفان صحرا علیه صدام حسین در سال ۱۹۹۱، عملیاتی که به طور گسترده یک موفقیت نظامی درخشان تلقی میشود، ائتلاف به رهبری ایالات متحده ۷۵ هواپیما را از دست داد که ۴۲ فروند از آنها در نبرد بود. در این درگیری، چهار هواپیمای سرنشیندار نابود شدهاند، سه فروند در آتش خودی و یک فروند در یک حادثه. تاکنون حتی یک هواپیمای سرنشیندار بر فراز ایران از دست نرفته است.
— عملیات هوایی و زمینی ایالات متحده در آن عملیات شش هفته کامل طول کشید و امروزه از آن به عنوان جنگی برقآسا یاد میشود. درگیری فعلی با ایران کمتر از چهار هفته قدمت دارد.
— در حمله به پاناما در سالهای ۱۹۸۹-۱۹۹۰، که مرحله نظامی آن چند روز طول کشید، ایالات متحده ۲۳ سرباز خود را از دست داد و ۳۲۵ نفر دیگر زخمی شدند. تاکنون در این جنگ، تلفات ایالات متحده ۱۳ کشته بوده است. در میان بیش از ۲۳۰ زخمی، اکثر آنها به سرعت به محل خدمت خود بازگشتهاند.
— در طول بحران خلیج فارس که با حمله عراق به کویت در اوت ۱۹۹۰ آغاز شد، اقتصاد ایالات متحده دچار رکود شد و شاخص داو جونز قبل از شروع جنگ هوایی ائتلاف حدود ۱۳ درصد کاهش یافت. از زمان آغاز درگیری با ایران در ژوئن گذشته با عملیات چکش نیمهشب، شاخص داو جونز تا صبح سهشنبه ۹ درصد افزایش یافته است.
— در آغاز حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، ایالات متحده حملهای ناموفق علیه صدام و رهبران ارشد او انجام داد که برخی از آنها به رهبران شورش تبدیل شدند. در این جنگ، بسیاری از رهبران ارشد ایران در روز اول کشته شدند و هنوز هیچ مدرکی دال بر زنده بودن رهبر جدید وجود ندارد. یوسف پزشکیان، پسر رئیس جمهور فعلی، نوشته است که اگر ایران نتواند از ادامه ترور رهبران خود جلوگیری کند، «ما جنگ را خواهیم باخت.»
— بین سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸، در مراحل پایانی جنگ به اصطلاح نفتکشها، دولت ریگان نفتکشهای کویتی را با پرچم دیگری هدایت کرد و نیروی دریایی ایالات متحده آنها را از تنگه هرمز اسکورت کرد. یک مین ایرانی تقریباً یک ناوچه آمریکایی را غرق کرد. این درگیری پس از غرق کردن تعداد انگشتشماری از کشتیهای نیروی دریایی ایران توسط ایالات متحده، پایان یافت. این بار، ما تقریباً تمام نیروی دریایی ایران را بدون هیچ تلفات دریایی از خود نابود کردهایم.
— در سال ۱۹۹۱، عراق حدود ۴۰ موشک به سمت اسرائیل شلیک کرد. با وجود استقرار سامانههای پاتریوت در آنجا، هیچ یک از آنها رهگیری نشد. در این جنگ، اسرائیل نرخ رهگیری ۹۲٪ را در برابر بیش از ۴۰۰ موشک ثبت کرده است. نرخ کلی آتش ایران از ۴۳۸ موشک بالستیک در روز اول جنگ به ۲۱ موشک در روز دوشنبه کاهش یافته است. آتش پهپادها نیز از ۳۴۵ به ۷۵ موشک در همان تاریخها کاهش یافته است.
— در ماههای منتهی به جنگ دوم عراق، دولت جورج دبلیو بوش بر اساس اطلاعات نادرست بر داشتن سلاحهای کشتار جمعی توسط صدام، استدلال می کرد. در جنگ فعلی، شکی نیست که حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده با خلوص بالا در ایران انبار و دفن شده است - احتمالاً با غنیسازی بیشتر و تبدیل به فلز اورانیوم، برای ۱۱ بمب هستهای کافی است. اگر خشم مربوط به جنگ عراق این است که صدام قابلیتهای سلاحهای کشتار جمعی نداشت، آیا اکنون قرار است به نوعی ظالمانهتر چنین خشمی در مورد این جنگ جریان یابد؟
— یکی از بدترین اشتباهات جنگهای عراق و افغانستان، تلاش دولتمردان آمریکایی برای بازسازی جوامع و دولت در هر دو کشور بود - تلاشهایی با نیت خیر که فراتر از دسترس ما بودند. در این جنگ، با وجود برخی لفاظیهای متفاوت از سوی رئیس جمهور دونالد ترامپ، هدف به طور معقولی روشن و منسجم بوده است: ایران نمیتواند سلاح هستهای یا ابزار دیگری برای تهدید همسایگان خود داشته باشد. در مورد تغییر رژیم، امیدواریم مردم ایران از فرصت ضعف رهبری خود برای به دست گرفتن سرنوشت خود استفاده کنند. اما ما این کار را برای آنها انجام نخواهیم داد.
— دولت بوش در طول حمله سال ۲۰۰۳ به عراق و پیامدهای آن، حمایت کمی از سوی کشورهای عربی داشت. اکنون نیویورک تایمز گزارش میدهد: «محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، رئیس جمهور ترامپ را برای ادامه جنگ علیه ایران تحت فشار قرار داده است و استدلال میکند که کارزار نظامی ایالات متحده و اسرائیل «فرصتی تاریخی» برای بازسازی خاورمیانه ارائه میدهد.» امیدواریم یکی از راههای بازسازی آن، از طریق یک معاهده صلح بین ریاض و اورشلیم باشد.
— در نگاه به گذشته، بزرگترین اشتباه جنگ خلیج فارس، پایان دادن زودهنگام به آن، پیش از شکست کامل نیروهای صدام بود. ترامپ نباید همین اشتباه را تکرار کند.
با این حال، اگر نسلهای گذشته میتوانستند ببینند که این جنگ در مقایسه با جنگهایی که مجبور به جنگیدن با هزینهای وحشتناک شدند، چقدر خوب پیش رفته است، از خوششانسی نسبی آیندگان خود شگفتزده میشدند. آنها همچنین از ناتوانی ما در درک مزایایی که اکنون داریم، شگفتزده میشدند.


I listened to your YouTube talk about this article. I found it logical and very accurate. The author has really given solid data and proven his points without a doubt.
Your sharing and discussing this article with us -lay people with no skills in sociology and political/social analysis- is much appreciated. Thanks Mr. Majidi!
Sincerely,
Bahram