چشم انداز خاورمیانه در سال ۲۰۲۶: جنگ، امنیت جمعی یا توسعه؟
خاورمیانه منطقه ای پر از تنش و مملو از ظرفیت است. مردمان ثروتمند این منطقه گرفتار جنگ و نا امنی و تنش و دشواری هستند. در هر کشوری که دولتها توان پرهیز از جنگ را داشته اند مردم در شرایط بهتری زندگی می کنند. شرایط این جمعیت در سال ۲۰۲۶ چگونه خواهد بود؟ این بحث را در پنج فراز تقدیم می کنم:
۱. در توصیف شرایط منطقه به سراغ راهبرد امنیت ملی ایالات متحده نمی روم بلکه بر اساس واقعیات منطقه این بحث را به پیش می برم. ایالات متحده چندان علاقه مند نیست در خاورمیانه درگیر یطولانی مدت داشته باشد: «روزگاری که خاورمیانه بر سیاست خارجی آمریکا سایه افکنده بود، اعم از برنامهریزیهای کلان یا اقدامات اجرایی روزمره، سپری شده است.» سند استراتژی امنیت ملی آمریکا دلیل این تغییر رویکرد را کاهش عوامل تنش ذکر می کند. از نگاه دولت ترامپ خاورمیانه در حال تبدیل شدن به عرصهای برای مشارکت، دوستی و سرمایهگذاری است. این یعنی کنار گذاشتن تمرکز ایالات متحده بر خاورمیانه. بدین ترتیب امکان مداخله نظامی ایالات متحده در سال آینده در خاورمیانه بسیار اندک است.
۲. بازیگران عمده و دراز مدت در منطقه عبارت اند از اسرائیل، ترکیه، عربستان سعودی، مصر و ج ا: ترکیه، مصر و ایران به دلیل دیرپاترین قدرتهای منطقه، سعودی به دلیل منابع سرشار و اسرائیل به عنوان قدرت نظامی برتر و تنها دمکراسی منطقه. در دوسال گذشته نقش ترکیه و اسرائیل پر رنگ تر شده و نقش ج ا کم رنگ تر. قطر و امارات تازه وارد این کسب و کار شده اند
۳. محیط های رقابت و نفوذ در منطقه عبارت خواهند بود از لبنان، سوریه، یمن، عراق و سودان. دو مسیر اصلی کشورها نیز توسعه و امنیت جمعی در برابر آشفتگی و تنش هستند. در دنیای واقع یک راهبرد سرمایه گذاری خارجی و داخلی و دیگری میلیشیا سازی و بسط حیطه نفوذ است.
۴. محور اصلی تنشها ج ا و مزدورانش در برابر اسرائیل خواهد بود. حزب و حوثی ها هنوز ظرفیت موشک پرانی دارند. حشد الشعبی پارک شده اما روشن است. سوریه کاملا از چنگ ج ا رها شده اما داعش در آن امکان رشد دارد.
۵. و نکته آخر این که تنها عامل تحول چنگ نخواهد بود. عامل تحول ترکیبی است از ضربات کشنده، تهدید، فروش و عدم فروش سلاح توسط امریکا به علاوه جریان یافتن معاملات اقتصادی مثل فروش گاز اسرائیل به مصر و ریخته شدن سرمایه سعودی ها و ترکیه در سوریه. اینها همه در جهت ایجاد توازن تازه ای از قدرت در منطقه کار خواهند کرد. فشار ها از نوع آرام و تدریجی خواهد بود در همان چارچوب کاری که دولت ترامپ دارد با ونزوئلا می کند. ذهنیت عمومی تصور می کند جنگ رانه اصلی تغییر است و بوقها روی این موضوع مانوور می دهند.

