دوازده روایت مدافعان نظام ج ا و نقد آنها
مدافعان و لابی ج ا همانند تبلیغاتچی عادی نظام در داخل کشور در برابر انتقاداتی که به نظام وارد است یا روندها و فرایندهایی که مفسران از تحولات رژیم گزارش می کنند روایتهایی دارند که سالهاست ساخته و پرداخته و صیقل خورده و امروز در هر کوی برزنی در سراسر دنیا به چشم می خورند. هزاران تن از چپها و اسلامگراها و ووک های اروپایی و امریکایی، استمرارطلبان، مدافعان دانشگاهی و رسانه ای و لابی رژیم هرروز بیانهایی بسیار نزدیک را از این روایتها به خورد بوقها و گوشهای مردم در سراسر گیتی می دهند.
در این نوشته اتهامی از جنس دریافت منابع یا استخدام شدن از سوی رژیم مطرح نیست تا لازم باشد برای آنها مدرک و سندی عرضه شود. بحث در مورد روایتهایی است که آشکارا در رسانه ها و بوقهای تبلیغاتی عرضه می شود و می توان آنها را شناخت و نقد کرد. این روایتها نه تنها از لحاظ تحلیلی و شواهد و قرائن مشکل دارند بلکه تحولات جاری آنها را یک به یک دارند باطل می سازند. مهم ترین روایت های مدافعان نظام و تبلیغاتچی ها بدین قرارند:
ج ا یعنی ایران و بالعکس
این روایت شایع ترین روایت مدافعان ج ا است. آنها وقتی از ج ا (رژیم سیاسی) حرف می زنند آن را معادل کشور و دولت-ملت ایران می گیرند و به همین دلیل هر گونه حمله به رژیم را مساوی حمله به ایران معرفی می کنند. ایران تا سال ۱۹۷۹ نظام پادشاهی داشته و برای سه هزاره ایران بوده و مساوی ج ا نبوده است. نمی شود از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به ج ا تبدیل شده باشد مگر با سیاستهای حذف تاریخ و فرهنگ و سنتها و آیین های و میراث فرهنگی آن. مدافعان ج ا با علم به این تفاوت آن را نادیده می گیرند تا مخالفان ج ا را دشمنان ایران معرفی کنند.
بسیج عمومی پشت سر نظام در صورت هر گونه حمله نظامی
می گویند در صورت حمله نظامی، مردم پشت نظام بسیج خواهند شد. فرض این روایت این است که مردم میان ج ا و ایران تفکیک نمی کنند و حمله به ج ا توسط مردم حمله به کشورشان تفسیر خواهد شد و مردم در پشت سر رهبران ج ا قرار خواهند گرفت. این روایت در عین آن که تحقیرآمیز است واقعیت هم ندارد. در عملیات ۱۲ روزه اسرائیل جمهوری اسلانمی مورد حمله قرار گرفت و مردم در پشت سر نظام بسیج نشدند. حمایت از رژیم در حد یک گردهمایی چند صد نفره بعد از نماز جمعه در میدان انقلاب تهران بود. نیامدن مردم به خیابان برای براندازی مساوی نیست با حمایت از رژیم.
تحریمها مردم را مورد هدف قرار می دهد
مدافعان رژیم هم با حمله نظامی و هم با تحریم آن مخالف بوده اند. بدین ترتیب راهی دیگر برای مجازات ترور و گسترش طلبی آن باقی نمی ماند. مدافعان می گویند دود هر گونه تحریم در نهایت به چشم می رود. این سخن از اساس باطل است. وقتی امپراطوری اقتصادی سپاه یا بیت تحریم می شود و منافع این دو هرگز در اختیار عموم ایرانیان قرار نمی گیرد مردم هیچ آسیبی از تحریمها نمی بینند. همچنین رژیمی که اکثر منابع کشور را صرف برنامه های هسته ای، موشکی و گسترش طلبی می کند تحریم آن خسارت چندانی به مردم نمی زند. از ۱۵۰ میلیارد دلار پول بلوکه شده ای که بعد از برجام آزاد شد ۱۲۰ میلیارد دلار اصولا وارد ایران نشد (بنا به گفته معاون روحانی) و بقیه نیز تاثیری در زندگی مردم نداشت.
تحریمها موجب فقر دهها میلیون ایرانی شده است
این روایت جای علت و معلول را تغییر می دهد. تحریمها معلول برنامه هسته ای جمهوری اسلامی و دیگر برنامه های مخرب نظام بوده اند مثل برنامه گسترش طلبی و ترویسم. بنابر این آنچه موجب فقیر تر شدن مردم ایران شده سیاستهای جمهوری اسلامی در حوزه های نظامی و امنیتی و ستیز با امریکا و اسرائیل بوده است. این روایت به جای سرزنش و نقد حکومت ایالات متحده را هدف می گیرد.
براندازی رژیم یعنی نابودی ایران
هواداران جمهوری اسلامی در داخل و خارج همیشه گفته اند که بدون جمهوری اسلامی ایرانی نخواهد ماند و جامعه در شرایط فروپاشی قرار می گیرد. اینها برای این گفته کوچک ترین شاهدی را ارائه نمی کنند. ایران ۴۷ سال است که تحت حکومت اسلامگرایان است و قبل از آن برای قرنها وجود داشته است.
حملات ۱۲ روزه ی اسرائیل هدف گیری براندازی نداشت و بر نابودی برنامه هسته ای و موشکی متمرکز بود اما حتی اگر فرض هواداران نظام را مبنی بر هدف براندازی آن بپذیریم نتیجه ی آن سوق دادن ایران به سمت سوریه ای و لیبیاییزه شدن نبوده است. اما با توجه به مدل حملات اسرائیل و واکنش مقامات و نیز مورد اصابت قرار گرفتن ساختمانها و تاسیسات طعمی از لبنانیزه شدن در این حملات به چشم می خورد. اسلامگرایان وعده ی تبدیل ایران به ژاپن و کره یا حداقل یونان و اسپانیا را می دادند و امروز رسیده ایم به لبنان ۲۰۲۵ و نه لبنان دهه ۷۰ میلادی. در صورت ادامه حملات اسرائیل تهران شبیه به ضاحیه خواهد شد.
فرض کنیم ج ا ۵ یا ۱۰ سال دیگر دوام پیدا کند: چه بر سر کشور می آید؟ ج ا ظرفیت بازسازی ندارد و برای پی بردن به این واقعیت کافی است به خرمشهر و آبادان امروز چهار دهه پس از جنگ ایران و عراق نگاه کنید. غریب است کسانی که برای دو دهه از سوریه و لیبی شدن ایران ابراز نگرانی می کردند و بقیه را به جنگ طلبی و ویرانی ایران متهم می کردند امروز سخنی در این باب نمی گویند در حالی که خطر نابودی و تخریب امروز بسیار ملموس تر است. البته مردم ایران در تخلیه شهرهای بزرگ در طی ۱۲ روز عملیات اسرائیل نشان دادند که علی رغم تخریبها جامعه بعد از ج ا به سمت هرج و مرج نخواهد رفت.
بدین ترتیب «نه به جنگ» آنها در گذشته برای عادی سازی رژیم بود و امروز برای بقای آن است. آنها و حکومت مورد نظرشان دارند بدون براندازی ایران را نابود می کنند.
هدف اسرائیل: تجزیه، نابودی یا اشغال ایران
این روایت مبتنی بر نظریه توطئه است: این که اسرائیل در پی اشغال کل منطقه از جمله ایران است و باید با جنگ پیشگیرانه طرح ان را خنثی کرد. راویان می گویند اسرائیل بدون آتش افروزی نظام هم می خواهد ایران را تجزیه، نابود یا اشغال کند. فرافکنی از تاکتیکهای بسیار قدیمی بشر بوده و خواهد بود. البته تجزیه و نابودی و اشغال سه چیز متفاوت هستند و اگر کسی به هر سه معتقد باشد در افکار توطئه باورانه اش تناقض دارد.
بخشی از مدافعان رژیم که می خواهند مردم ایران را از اسرائیل نتفر سازند به این روایت متمسک می شوند در حالی که سیاست رسمی دولت اسرائیل هیچگاه حمایت از تجزیه ایران یا تجزیه طلبان ایرانی نبوده است. البته در اسرائیل برخی از افراد ممکن است چنین سیاستی را دنبال کرده باشند اما آنها سیاست رسمی را شکل نداده و اجرا نمی کنند.
برنامه هسته ای و موشکی جنبه دفاعی و ملی دارد
در این روایت تنها دول غربی در تاریخ مهاجم شمرده می شوند و دیگر دولتها همیشه مدافع بوده اند . این روایت می گویدغرب مهاجم است و ایران در شرایط خطر. بنابر این تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای و موشک بالستیک نقش بازدارنده برای رژیم دارد و مشروع است.سلاح هسته ای و موشکهای بالستیک میان قاره ای نه نقش بازدارنده دارد (چنانکه مانع از حملات امریکا و اسرائیل نشد) و نه نقش تامین کننده امنیت کشور. قائلان به این روایت کلا در مورد گفتمان ج ا و ایدئولوژی آن بی اطلاع هستند.
زدن برنامه هسته ای ج ا دیگر کشورها را به کسب بمب اتمی تشویق می کند
تریتا پارسی در یک پست در ایکس می گوید: «بمباران ایران توسط اسرائیل و آمریکا تأثیر عمیقی بر نگرش ترکیه نسبت به سلاحهای هستهای داشته است. در سال ۲۰۱۲، ۵۴ درصد از ترکها از توسعه سلاحهای هستهای توسط ترکیه در صورت توسعه سلاحهای هستهای توسط ایران حمایت کردند. اکنون ۷۱ درصد از ترکها در هر صورت خواهان سلاحهای هستهای هستند! این جهانی است که حمایت آمریکا و اروپا از تجاوز بیمهار اسرائیل ایجاد میکند.» نخست این که افکار عمومی در ایران برای این جماعت هیچ ارزشی نداشته و آنجا که توانسته اند در آشپزخانه سپاه افکار عمومی ساخته اند. دوم آن که نمی توان تهدید ج ا را به خاطر تهدید دیگران نادیده گرفت. و سوم ان که با زدن ج ا رهبران اسلامگرا و پیروان انها متوجه هزینه های افکار خود می شوند. بوقهای جمهوری اسلامی به تحول افکار عمومی توجه نمی کنند و تنها به عکس خود از یک لحظه باور دارند.
جمهوری اسلامی رژیمی عادی است مثل همه رژیمها و از همه حقوق رژیمهای عادی برخوردار
در این روایت جمهوری اسلامی نظامی عادی و دول های غربی که نمی توانند برنامه هسته ای و موشکی آن را پذیرا شوند غیرعادی تلقی می شوند. آنها بر این باورند که ج ا حتی اگر رفتارهای تنش زا دارد این رفتار ها با دیپلماسی و خشنودسازی رفع خواهد شد. اساس استدلال آنها این است که میانه روها در رژیم دست بالاتر را دارند و با معیارهای غربی نباید ج ا را مورد داوری قرار داد (از اصول ووکیسم). می گویند آنها حقوق بشر و دمکراسی خاص خود را دارند. البته علی خامنه ای برای آنها مواد فراهم کرده است: دولتهای حسن روحانی و مسعود پزشکیان. آنها همچنین بیعت در رژیم را انتخابات و دادگاههای سرپایی را دستگاه قضایی می نامند.
تهدیدهای رژیم مصرف داخلی دارد
مدافعان جمهوری اسلامی مواضع جنگ طلبانه رژیم مثل سیاست محو اسرائیل یا اشغال کاخ سفید یا حمله موشکی به اروپا و همسایگان را صرفا معطوف به افکار عمومی داخلی و مواضع افراد حاشیه ای و نه مقامات معرفی می کنند. آنها مواضع رسمی کشور را در باب محو اسرائیل و ریشه کنی بهاییان و کشتن مخالفان در خیابانها که توسط خامنه ای بیان شده به زیر قالی می فرستند. برنامه های ترور انجام شده رزیم را نیز مثل تاکر کارلسون انکار می کنند.
ج ا خود قربانی تروریسم بوده است
مدافعان جمهوری اسلامی در برابر واقعیات مروبط به اقدامات تروریستی ج ا می گویند مقامات رژیم خود هدف اقدامات ترور بوده اند. آنها البته نمی گویند اقدامات تروریستی رژیم و برخی گروههای مخالف آن در دهه ۸۰ میلادی رقابت سیاسی میان خود اسلامگران و رقابت سیاسی میان اسلامگرایان و گروههای مارکیستی بوده است و همه اینها دو طرفه بوده است.
دخالتهای منطقه ای جمهوری اسلامی و بر ساختن میلیشای مزدور دفاعی بوده
روایت مدافعان جمهوری اسلامی از مداخله در سوریه بعد از ۲۰۱۱ و مزدور سازی آن در منطقه آن است که ج ا در مقام دفاع چنین کرده است. در مورد سوریه می گویند داعش می خواسته و می توانسته به حرم زینب و ایران حمله کند. در مورد حزب االه و حماس و حوثی ها نیز به احتمال حمله اسرائیل به ایران سخن می گویند. در سوریه آنچه تحت عنوان مدافعان حرم می گویند دروغ است چون مداخله ج ا در این کشور از سال ۲۰۱۱ شروع شد که هنوز داعشی در سوریه نبود. همچنین داعش هیچگاه به مرزهای ایران نزدیک نشد تا این موضوع انگیزه حمله به مردم سوریه بوده باشد. مردم سوریه علیه اسر حسابشان از داعش جدا بوده است. در مورد بقیه نیز اصولا اسرائیل برنامه حمله به ایران نداشته تا مزدور سازی ج ا جنبه دفاعی داشته باشد.

