شش خطای محاسباتی ج ا در ورود به جنگ با اسرائیل در عملیات های وعده صادق ۱ ، ۲ و ۳
۱. ورود به جنگ با اسراٍئیل بدون ساختار دفاعی محکم که ابعادش هر روز آشکارتر می شود. مقامات نتوانستند حمله اسرائیل را تصور و برای آن برنامه ریزی کنند.
۲.اتکای توهمی و بیش از حد روی مزدوران در منطقه و تصور این که جنگ با اسرايیل به داخل ایران کشیده نخواهد شد. دهها گفته از مقامات هست که با ضرس قاطع می گویند به ایران حمله نخواهد شد. اینها فریب هارت و پورتهای خود را خوردند.
۳. این تصور که جنگ فقط به مردم عادی آسیب می رساند، اما جنگ با اسرائیل به سرعت به سراغ زدن سر سازمانها و نهادها رفت.
۴. حساب کردن روی اختلافات ترامپ و نتانیاهو و کم توجهی به خطر جنگ از سوی اسرائیل. عامل غافلگیری باعث از میان رفتن رده اول نظامیان، چندین پایگاه هوایی، یکی از سه سایت کلیدی غنی سازی و حدود ۲۰ نفر از مهره های کلیدی در اداره برنامه هسته ای در روز اول حمله شد.
۵. قدرت نظامی ج ا در اثر حملات دو روز اول جنگ بشدت کاهش یافت. جمهوری اسلامی گزینه های خوبی در اختیار نداشت. راهبرد درست همیشه برخی گزینه ها را برای فرار از شکست فراهم می کند. در رفت و برگشت حملات این جمهوری اسلامی است که بیشتر آسیب دید.
۶.بر خلاف ادعاهای رژیم این جمهوری اسلامی است که در سرازیری سقوط است و نه اسرائیل. رژیمی که در حال سقوط است نمی تواند در برابر حکومتی که برای بقایش می جنگد مقاومت کند. عملیات اسرائیل از فشارهای جهانی علیه اسرائیل کاست.
اورانیم ۶۰ درصدی
پس از حمله امریکا به سه سایت اتمی جمهوری اسلامی در مورد اورانیم ۶۰٪ غنی شده چه مسیری را در پیش می گیرد؟ اول این که اهمیت این مواد کمتر از سانتریفیوزهاست. مواد ۶۰ درصدی از این جهت اهمیت یافته که به ساختن بمب نزدیک ترند اما بدون سانترفیوژ نمی توانند به ۹۰ درصد برسند. اینها کجا هستند؟ ترامپ می گوید زیر آوار و جی دی ونس می گوید نمی دانیم. اسرائیل به احتمال زیاد می داند و نتانیاهو به این موضوع اشاره داشته است. آژانس تا قبل از حمله می دانسته اما ممکن است جابجا شده باشد. در ابهام گذاشتن سرنوشت اورانیم غنی شده توسط ج ا امکان حمله مجدد را افزایش می دهد و نه کاهش. اگر ج ا می خواهد دنیا باور کند که رژیم اورانیم ۶۰٪ را در اختیار دارد کافی است وجودش را اثبات کند: دو ناظر آژانس یا دو متخصص را چشم بسته ببرند تا ببینند. این به نفع روایت نظام خواهد بود. همچنین جمهوری اسلامی با اثبات سالم ماندن این مواد برای خودش اهرم مذاکره ایجاد می کند البته اگر مسیر مذاکره را بخواهد در پیش بگیرد. اگر محل این اورانیم مبهم بماند احتمال به جریان افتادن مکانیسم ماشه افزایش می یابد. ج ا سه دهه خواسته داستان هسته ای را زنده نگاه دارد. برای آن بهتر است باقی ماندنش را اثبات کند. به همین دلیل نعلیق دسترسی آژانس و حمله به گروسی یک خطای راهبردی است. ج ا باید در یک نقطه تصمیم بگیرد با سازمانهای بین المللی می خواهد ارتباط داشته باشد یا خیر. نمی تواند از مزایای آنها استفاده کند اما هزینه هایش را ندهد.
جنگ ادامه خواهد یافت
علی رغم آتش بس در سوم تیر ۲۵۸۴ جنگ پایان نیافته است. در دو طرف عزم جنگ جدی وجود دارد. همچنین کار بی بی نتانیاهو پایان نیافته است و احتمال درنده تر شدن ج ا وجود دارد. بنابر این باید منتظر جنگهای سهمگین تر علیه جمهوری اسلامی بود. نتانیاهو به فرصت برای بازسازی نیروها و تجدید قوا و یافتن راه حلی برای حفره های گنبد آهنین نیاز دارد. او پس از مدتی به جنگ مخرب تر علیه اسلامگرایان باز خواهد گشت. در این شرایط رهبر مسلمین جهان از شعب ابی طالبی که خودش ساخته بود به غار زیر زمینی پناه برد. مقامات در حالی که دارند زخمهای کاری بر بدنه نظام را لیس می زنند همجنان تهدید می کنند و عربده می کشند در حالی که حتی یک دولت در منطقه با کشتار جمعی جنایتکاران و قاچاقچیان مرگ در ج ا همدلی نکرده است.
روایت نیروهای موتلف ج ا در کشورهای غربی مبنی بر بی حاصلی حمله امریکا شکست خورد و همان بوقها در دو روز گذشته دارند مهملات خود را تعدیل می کنند. در مورد نتایج عملیات اسرائیل از آغاز هم نتوانستند چنین کنند چون در درون دولت اسرائیل هوادار چندانی برای آخوندها وجود ندارد.
جنگ و جانشینی
موشهای صحرایی نظام در شرایط که اختاپوس یا افعی در غار پناه گرفته آماده ایستاده اند برای زدن و بلعیدن سر آن و بعد تکه پاره کردن بدنش. یکی از این موشهای صحرایی حسن روحانی است. او در دروان جنگ بیانیه می داد، قبل از آن جلسات هفتگی داشت با اعضای کابینه اش و در دوران مذاکرات با امریکا نیز به قم رفت برای دیدار با مراجع بدون پیروی. او تنها رقیب مجتبی است با حدود چهار دهه نفوذ در دستگاههای نظامی و اطلاعاتی و سابقه ریاست قوه مجریه. او را میانه رو معرفی می کنند و آماده مذاکره و کنار آمدن با امریکا. اما در حیطه عمومی زندگی در ایران تحت سرکوب است با بیرون آمدن نیروهای امنیتی از غارهای خود و شروع آزار روزانه با ایستهای بازرسی، بازداشتهای جمعی بهاییان و یهودیان، درخواست از مردم برای خبر چینی و اتهام جاسوسی زدن به مخالفان.

