استراتژی های جنگ و جنگهای امریکا/اسرائیل علیه ج ا
نخست در جدول زیر استراتژی های عمده در جنگها را با دو عنصر شرایط برای آنها و نمونه معروف معرفی می کنم.
پس از داشتن تصویری روشن تر از گزینه هایی که در جنگها در برابر انهاست به سراغ جنگ امریکا و اسرائیل علیه ج ا می رویم. پرسش این است که استراتژی این دو کشور در دو جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه چه بوده است.
۱. راهبرد بی بی و ترامپ جنگ فرسایشی نبوده است. جنگ فرسایشی بلند مدت است و امریکای امروز جنگ بلند مدت نمی خواهد
۲. راهبرد ترامپ از آغاز نبرد نابود کننده نبوده چون نمی خواهد ایران دچار بی ثباتی سیاسی و منطقه دچار جنگ شود
۳. شاید استراتژی ج ا فابیانی باشد اما امریکا و اسرائیل طرف ضعیف نیستند تا به خاطر ضعف جنگ را کش دهند
۴. جنگ صاعقه وار استراتژی ترامپ و بی بی نبود چون نمی خواستند حمله زمینی انجام دهند
۵. جنگ مانووری نیز استراتژی ترامپ/بی بی نبود. اینها نمی خواستند نیروی نظامی ج ا را فلج کنند بلکه فقط می خواستند برنامه هسته ای و موشکی را هدف قرار دهند
۶.استراتزی محاصره دریایی از ابتدا پیش گرفته نشد اما پس از آتش بس و نا امنی تنگه هرمز توسط ج ا این استراتژی در پیش گرفته شده است. قدرت دریایی ایالات متحده امکان این امر را به این کشور داده است
۷. در ابتدای جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۳۹ روزه استراتژی مرکز ثقل مورد نظر دو کشور بود اما نه استراتزی تمام مسیر
۸ و ۹. امریکا و اسرائیل قصد تسخیر ایران را نداشتند تا به سراغ استراتژی شوک و وحشت یا برش سالامی بروند.
۱۰. امریکا و اسرائیل طرف ضعیف این جنگ نبودند تا به جنگ چریکی و نامتقارن رو کنند.
۱۱. امریکا و اسرائیل مورد حمله زمینی گسترده واقع نشدند تا استراتژی دفاع در عمق را برگزینند
۱۲. اسرائیل و امریکا در جنگهای ۱۲ روزه و ۳۹ روزه به دنبال بازدارندگی نبودند تا این را استراتژی خود را قرار دهند. آنها به دنبال حمله و نابودی ظرفیت های هسته ای و موشکی رژیم بوده اند.
چنان که می بینید اسرائیل و امریکا تنها از دو استراتژی در میان استراتژی های فوق بهره برده اند اما بقیه آنها را به هدفی که دارند نمی رساند. چنان که از استراتژی های ۱۲ گانه بر می آید آنها عمدتا به عصر جنگهای قرن بیستمی تعلق داشته اند. جنگ امروز عمدتا جنگ هوایی و دریایی برای وادار کردن طرف مقابل به پذیرش خواسته های طرف قدرتمند تر است.
جنگهای ۱۲ روزه و ۳۹ روزه ی اسرائیل و امریکا علیه ج ا را می توان در تاریخ جنگهای دنیا بی نظیر دانست چون هیچ بعد زمینی ندارند اما به علت گسترگی نوعی جنگ تمام عیار هستند. در این جنگها توپخانه وجود دارد اما از آسمان. نقطه زنی در یک جنگ گسترده بیسابقه است. تنها نمونه قبلی این نوع جنگ بمباران مواضع داعش در سوریه و شام توسط ائتلافی به رهبری امریکا بوده است.
در صورت عدم تسلیم جمهوری اسلامی به خواسته های ترامپ دو مسیر در پیش روی دولت امریکاست: اعلام رسیدن به اهداف و بیرون کشیدن نیروها از منطقه که البته تنگه هرمز به نا امنی ادامه خواهد داد و دیگری استراتژی مرکز ثقل البته فراتز از سران بلکه مراکز تبلیغاتی، سه قوه، و برخی زیر ساختها.
استراتژی مکمل: سرزنی پیوسته و دفع آفات
دو استراتژی محاصره دریایی و مرکز ثقل به تسلیم کردن حکومت منتهی نشده اند بلکه فقط حکومت را تضعیف کرده اند. حکومت برای تداوم حیات و موی دماغ شدن بر انبوهی از حشرات مزاحمکوچک اما در صحنه اتکا دارد: قایقهای تندرو در دریا و نیروهای بسیج و یگان ویژه در زمین.برای تسلیم حکومت اسرائیل و امریکا به دفع حشرات مزاحم آنها رد دریا و زمین نیاز دارند. از این جهت بمباران شدید قایقهای کوچک و ایستهای بزرسی وگردهمایی های شبانه بسیجیان و مانوورهای ارعاب در شهرستانها مورد نیاز است. بنابر این برای موفقیت در جنگ باید استراتژی دفع آفات (extermination) در کنار سرزنی پیوسته و محاصره دریایی مد نظر قرار گیرد. اسرائیل به طور محدود فعالیت هایی در این زمینه انجام داده اما برای موفقیت حداقل روزی ۳۰۰-۵۰۰ محل تجمع این نیروها مورد هدف قرار گیرد.
پنج راهکار دولت ترامپ در برابر ج ا
برای پرهیز از هرگونه حدس و گمان در مورد استراتژی آینده امریکا باید به کیسه سیاستها و راهکارها تحریم و مهار و حمله موردی در گذشته نکاتی را اضافه کرد یعنی حملات گسترده و محاصره دریایی. بعد از جنگهای ۱۲ روزه و ۳۹ روزه اینها بسیار روشن در برابر ما هستند. چیزهایی را می دانستیم که تایید شده اند و چیزهایی را نمی دانستیم که حالا می دانیم. البته یک عده هستند که از روز ازل اینها را می دانستند و مرتبا گفته اند «اینها را قبلا گفته بودم.» پنج خط مشی از ابتدای مقابله تارمپ با ج ا مد نظر قرار گرفته بودند: این خط مشی ها تعیین کننده استراتژی ها نیز بوده اند:
۱. سقوط رژیم اصولا هیچگاه در دستور کار نبوده و الان هم نیست: تسلیم یا حداقل مهار در برنامه بوده است. با حملات هوایی نظام مستقر ۵ دهه ای با برنامه موشکی و هسته ای و مزدوران منطقه ای و ماشین سرکوب و تبلیغات میلیاردها دلاری نمی افتد.
۲. حمله زمینی اگر وضعیت مثل شرایط موجود باشد (عدم تعرض به نیروهای امریکایی) در برنامه نیست. ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال از مصاحبه کرک لیپولد (Kirk Lippold) یک فرمانده پیشین نیروی دریایی آمریکا با فاکس نیوز حمایت کرد. لیپولد، فرمانده سابق ناو یواساس کول، در این مصاحبه گفته بود هر اقدام آینده آمریکا باید بر افزایش فشار بر رهبری ایران و سپاه برای مهار برنامه هستهای و نفوذ منطقهای متمرکز باشد. به گفته لیپولد، گزینه حمله زمینی آمریکا مطرح نیست و در عوض باید برنامه موشکی جمهوری اسلامی، نیروهای نیابتی تهران و همچنین کنترل تنگه هرمز هدف قرار گیرد.
۳.زمین گیر کردن رژیم از نظر اقتصادی با محاصره دریایی. دو هفته است که این محاصره دارد اجرا می شود. این می تواند به تسلیم بیانجامد یا مهار.
۴.از میان بردن ظرفیتهای نظامی بویژه موشکی و هسته ای و زیر ساختهای نظامی، کاری ک با ۱۳هزار حمله در ۳۹ روز انجام شد. این کارزار صد در صد در جهت مهار است و نه براندازی؛ حکومت بدون اینها هم می تواند ادامه دهد
۵.تحریمها افزایش یافته و اجرا می شوند بویژه تحریم بانکهای اصلی

