ارزیابی جنگ ۳۹ روزه
من برای این جنگ تا ۱۹ فروردین و اعلام آتش بس دو هفته ای، عنوان «جنگ ۳۹ روزه» را انتخاب می کنم مثل عنوان جنگ ۱۲ روزه برای جنگی که خرداد-تیر سال ۲۵۸۴ در خرداد درگرفت. آنچه در ایران در این ۳۹ روز انجام گرفت فراتر از «عملیات ویژه» است که برخی برای گریز از ابعاد سیاسی و حقوق جنگ ترجیح می دهند. بوقهای تبلیغاتی در داخل کشور نامش را گذاشته اند «جنگ رمضان» که بیربط است چون این جنگ به یک ماه خاص محدود نماند.
آتش بس ممکن است هر لحظه شکسته شود و جنگ ادامه یابد اما این بحث در مورد دوره ۳۹ روزه است. نگاه به آنچه واقعا گذشته از ادعاهای بیهوده و تبلیغات سیاسی ما را مصون می سازد. همچنین در برابر ادعای پیروزی هر طرف بدون اتکا به داده ها و واقعیات واکسینه می شویم. همچنین از گمانه زنیهای بی اساس و خوانش متون روی هوا پرهیز می کنیم.
اما در این ۳۹ روز در ایران چه گذشت:
۱. تخریب بخش عمده صنایع دفاعی: نیروهای آمریکا و اسرائیل ادعا میکنند که حدود ۷۰ درصد از ظرفیت تولید نظامی ایران بهویژه موشکهای بالستیک و پهپاد آسیب دیده یا نابود شده است. این شامل سایتهای کلیدی مانند خجیر، شاهرود، پارچین و حکیمیه میشود. هدف اصلی، جلوگیری از بازسازی سریع زرادخانه موشکی و پهپادی ج ا بوده است. تعداد ۲۰ هزار حمله و نیز فیلمهایی که شهروندان از این نقاط (از دور گرفته و بارگذاری کرده اند) این میزان تخریب را تایید می کند.
۲. آسیب به تولید فولاد: فولاد مبارکه اصفهان و سفیددشت در چهارمحال و بختیاری به شدت آسیب دیدهاند. گزارشها از توقف کامل خطوط تولید آلیاژی و نیروگاههای این مجتمعها حکایت دارد. اسرائیل اعلام کرده که حدود ۷۰ درصد از ظرفیت تولید فولاد ایران که برای بدنه موشکها حیاتی است نابود شده است. فیلمهای منتشره از این تاسیسات موارد و میزان تخریب را تایید می کنند.
۳. سایتهای الکترونیک و تحقیقاتی نظامی: به صنایع الکترونیک ایران مانند ایران الکترونیک و زیرمجموعههای آن در تهران و شیراز که در تولید تجهیزات جنگ الکترونیک، پرتابگرها و سیستمهای ارتباطی نقش دارند بارها حمله شد. همچنین کشته شدن برخی متخصصان مرتبط با برنامه موشکی گزارش شده است.
۴. نیروی دریایی و هوایی: نابودی یا آسیب جدی به دهها شناور نظامی (تا ۱۵۵ شناور طبق برخی گزارشها) و پایگاههای دریایی و هوایی، که بخشی از آن به صنایع مرتبط با تعمیر و تولید قطعات مربوط میشود و نیز حمله به فرودگاهها حاکی از نابودی باقی مانده ی نیروی هوایی ج ا از جنگ ۱۲ روزه است.
۵. عسلویه (پارس جنوبی/جنوبی): بزرگترین مجتمع پتروشیمی ایران که حدود ۵۰ درصد از کل تولید پتروشیمی کشور را تأمین میکند مورد حمله واقع شد و آسیبهای جدی دید. حمله اصلی در ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ رخ داد و تأسیسات جانبی مانند شرکتهای مبین و دماوند (تأمینکننده برق، آب و اکسیژن) هدف قرار گرفتند. در ماهشهر چند روز پیشتر (۱۵ فروردین) به چندین واحد از جمله پتروشیمیهای رجال، فجر ۱ و ۲، امیرکبیر، بوعلی و بندر امام حمله شد. گزارشهایی از زخمی شدن حداقل ۵ نفر و تخلیه منطقه وجود دارد. تولید در این مجتمع عملاً متوقف شده است. بدین ترتیب دو تأسیسات اصلی که حدود ۸۵ درصد از صادرات پتروشیمی ایران را بر عهده داشتند، از رده خارج شده و آن را می توان «ضربه اقتصادی شدید به ارزش دهها میلیارد دلار» توصیف کرد. این صنعت محرک اصلی تأمین مالی فعالیتهای سپاه پاسداران بوده است.
میزان خسارت به این تاسیسات و دیگر ساختمانها و زرادخانه ها و موشکهای ذخیره شده بر اساس برآوردهای غیررسمی ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار تخمین زده می شود. خسارات دیگر شامل از دست رفتن تولید و صادرات تا حدود دهها میلیارد دلار تخمین زده می شود. توقف یا کاهش شدید تولید در واحدهایی که بخش عمده صادرات (حدود ۲۵ درصد کل صادرات غیرنفتی ایران) را پوشش میدادند بدون تردید رخ داده است. منابع حاصل از درآمد واحدهای فوق مستقیم یا غیر مستقیم در اختیار سپاه قرار می گرفته است. تأثیر غیرمستقیم حملات اختلال در زنجیره تأمین، افزایش هزینههای بازسازی است که ممکن است ماهها تا دو سال طول بکشد به اضافه ی کاهش درآمد ارزی و اشتغال.
پتروشیمی بعد از نفت، دومین منبع ارزآوری ایران است و این حملات بر درآمد ارزی و سطح اشتغال اثر منفی جدی خواهد گذاشت. برخی کارشناسان بازسازی را ممکن اما زمانبر و پرهزینه میدانند. پتروشیمی سالانه حدود ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار درآمد ارزی دشاته است.
۶. مقامات تعداد کشته ها را تا ۳۰۰۰ نفر گفته اند اما این رقم غیر قابل باور است. امریکا و اسرائیل روی هم حدود ۲۰ هزار هدف را مورد حمله قرار داده اند و اگر به طور متوسط یک نفر در هر تاسیسات حضور داشته تعداد کشته ها به حدود ۲۰ هزار نفر می رسد. ارقام رسمی از ۲۰-۳۰ هزار مجروح سخن می گویند که آن هم واقعی به نظر نمی آید و زخمی ها باید چندین برابر باشند.
۷. غیر از صنایع فوق در هفته های جنگ شاهد کاهش قابل توجه زرادخانه موشکی و پرتابگرها بودیم. این امر از سقوط قابل توجه پهپادها و موشکهای پرتاب شده آشکار بود. در این حملات بخش قابل توجهی دیگر از برنامه هسته ای نابود شد.
۸. در این عملیات ۳۹ روزه تعداد قابل توجهی از مقامات سیاسی، امنیتی و نظامی حذف شدند. خامنه ای و دهها تن از رهبران نظامی و امنیتی در روز ابتدای جنگ به درک واصل شدند. مقامات رده دو امنیتی و رده دو سپاه در روزهای بعد هدف قرار گرفته و کشته شدند. در میانه جنگ نیز چهره های کلیدی نظامی و امنیتی مثل علی لاریجانی، خطیب، مجید خادمی و تنگسیری حذف شدند.
۹. بر اساس جمعبندی خبرگزاری آناتولی که جمعه ۲۱ فروردین ۲۵۸۵ منتشر شد جمهوری اسلامی در بازه زمانی ۴۱ روزه، دستکم با شش هزار و ۴۱۳ موشک و پهپاد، و همچنین در یک مورد با دو جنگنده، کشورهای امارات متحده عربی، اردن، بحرین، عربستان سعودی، عمان، قطر و کویت را هدف قرار داد. آناتولی اقلیم کردستان عراق را در این جمع نیاورده و معلوم نیست چرا. این حملات برای دو دهه تاثیرات جدی در روابط این کشورها با رزیم اگر بتواند بماند خواهد داشت و دست مقامات از دسترسی به بازارهای آنها قطع خواهد شد.
۱۰. نیروهای امریکایی در این جنگ ۷ کشته، حدود ۳۵۰ زخمی و ۶ هواپیمای ساقط شده (سه مورد توسط کویت با اشتباه و یکی هم به علت اشکالات فنی) داشتند. آنها ۱۳۰۰۰ هزار هدف را در ایران مورد حمله قرار دادند. کشتهشدگان اسرائیل حدود ۳۵ تا ۴۱ نفر گفته شده است. این آمار شامل حدود ۲۷ غیرنظامی و ۱۴ سرباز است. بسیاری از کشتهها ناشی از حملات مستقیم موشکی ج ا بوده و برخی موارد نیز مربوط به حوادث جانبی گزارش شده است. مجروحان اسرائیل بیش از ۸۰۰۰ نفر گفته شده است: ۷۴۵۱ تا ۸۳۵۶ نفر. از این تعداد، حدود ۴۱۸ تا ۵۷۶ نفر نظامی بودهاند. امریکا و اسرائیل غیر از هزینه های مهمات و سقوط چند هواپیما خسارت عمده ای نداشته اند. بر خلاف جنگ ۱۲ روزه گزارشی در مورد تخریب گسترده محلات در اسرائیل منتشر نشده است.

