جامعه شناسی جنگ ۳۹ روزه
روی جلد و فهرست محتوای کتابی که در آن تلاش کردم نشان دهم چه از نظریه های جامعه شناختی برای فهم تحولات پیرامون می توان آموخت
بحث تحلیلی از جامعهشناسی جنگ اخیر میان امریکا/اسرائیل و ج ا را می توان از منظر سه نظریه جامعهشناسی باز کرد:
مهم ترین کارکرد جنگ اخیر متحد کردن بیشتر مردم در برابر دشمن مشترک آنها یعنی ج ا بوده است و نه متحد کردن آنها علیه طرفهایی که حکومت دشمن معرفی می کند. اکثر ایرانیان نه تنها عامل این جنگ بلکه تنشهای منطقه را حکومت می دانند و سالها این نظر را در هر اعتراضی بیان کرده اند با شعار «دشمن ما همین جاست.» (کارکردگرایی) یک اقلیت ۲-۵ درصدی حامی حکومت بوده است. مدافعان ج ا و چپهای خشنودساز ج ا برای سه دهه گفته بودند جنگ خارجی علیه ج ا اکثریت مردم را در پشت سر رژیم بسیج می کند اما چنین اتفاقی در دوران و پس از دو جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه نیفتاد.(نظریه کارکردگرایی)
این جنگ فقط به نفع قشر حاکم است تا منابع بیشتری را به سوی خود از مجرای مجتمع های نظامی و نهادهای سرکوب سرازیر کند و آن را از نیازهای اجتماعی دور. این جنگ از نظر تضعیف حکومت به نفع مردم بوده است اما از جهت معیشتی به ضرر آنان. (نظریه تضاد)
نمادهای حامیان این جنگ (مانند پرچم خرچنگ نشان، زنان پشت تیربار در خیابان و بنرهای سخنان مقامات ) در بسیج حمایت از جنگ هیج نسبتی با تجربه فردی سربازان، غیرنظامیان و کهنهسربازان ندارد. اینها نماد سرکوب و اشغال هستند. این جنگ در سوی ج ا هیچ نسبت با ملت ایران ندارد (نمادگرایی)
این بحث را با تمرکز بر چهار موضوع محوری در جامعه شناسی جنگ به پیش می برم
سازماندهی اجتماعی جنگ اخیر
نیروهای داوطلب، میزان نیروهایی که به ارتش می پیوندند، سهم جامعه در تامین منابع، و شبکه های شکل گرفته برای حمایت از جنگجویان موضوعات این سمت از بحث هستند. چنین سازماندهی ای در جنگ اخیردیده نشد؛ نیروی داوطلبی شکل نگرفت چون حکومت نیازی نداشت و بخشی از نیروهایی را که برای کنترل جامعه و نه دفاع در برابر حملات هوایی نیاز داشت از عراق وارد کرد. ظرفیتهای جذب نیروی انسانی برای حکومت پیش از این بالفعل شده بود و نمی توانست فراتر برود. حکومت پیش از آن اصولا به حکومت جنگی تبدیل شده بود. جامعه ایران عموما و اکثرا تماشاگر تحولات این جنگ و جنگ ۱۲ روزه بوده و نه بازیگر آن.
پشت جبهه
در این جنگ پشت جبهه ای به معنای معمول آن یعنی جا یا عرصه ای که در آن از جنگجویان حمایت تدارکاتی می شود وجود نداشت حتی در حد اجتماعات خیابانی، به چهار دلیل:
۱. هوایی و دریایی بودن؛ جغرافیای جنگ اهمیت دارد. جنگ جایی جریان دارد که سنگری وجود ندارد تا آن طرف آن پشت جبهه باشد. ماهیت جنگها دارد تغییر می کند
۲. پشتیبانی مردمی (کسانی که مشاغل دولتی ندارند و خودی حساب نمی شوند) وجود خارجی نداشته؛ بسیج به عنوان خدمت داوطلبانه برای حکومت ظرفیتی ندارد.
۳. حتی اگر کسانی می خواسته اند کمک کنند کاری از آنها بر نمی آمده، توانش را نداشته اند و کسی هم تقاضا نکرد. و
۴ به علت فقدان همبستگی میان حکومت و قشر کوچک همراهش از یک سو و اکثریت جامعه از سوی دیگر این جنگ به همبستگی و همکاری بیشتر دولت و مردم منجر نشد.
پیامدهای اجتماعی جنگ
تغییرات در همبستگی اجتماعی: همبستگی اجتماعی در ایران از نیمه دهه هفتاد و تحت حکومت تمامیت خواه با مخالفت با حکومت تعریف می شود. انسجام اجتماعی علیه حکومت که جنگ آن هیچ نسبتی با جامعه ندارد پرقدرت است
تأثیر بر زندگی روزمره، اقتصاد، خانواده، جنسیت و مهاجرت.
زندگی روتین مردم به علت تعطیلی مدارس و دانشگاهها و بسیاری از فعالیت های تجاری شدیدا مختل شد بر خلاف جنگ ایران و عراق که حتی در مناطق جنگی هیچ روزی تعطیل نمی شد. زنان ابزار نمایش حمایت از جنگ قرار گرفتند با رنگهای صورتی در نمایشهای خیابانی و امواج مهاجرتی تا کنون دیده نشده است. خروج از کشور کاهش داشته. مهاجرت داخلی دائمی نیز گزارش نشده است. خروج از مراکز جمعیتی بزرگ عمدتا موقت بوده است.
آسیبهای روانی جمعی، اضطراب، خشم و تغییرات رفتاری جامعه در شرایط جنگ قابل انتظار است اما تحقیق یا گزارشی در این مورد منتشر نشده است. راهی برای فهم آن در سطح جامعه نبوده است. ادعاهایی که در مورد خستگی جامعه می شود مبتنی بر هیچ مطالعه میدانی نیست. برای این گونه اظهارنظرها زود است. در این گونه اظهار نظرها معمولا تعمیم یا عمومیت بخشی به چشم می خورد.
روایتها و افکار عمومی
بوقهای داخلی تنها یک روایت دارند: میهن اسلامی-ایرانی در حال پیروزی است یا پیروز شده ایم با انبوهی از دروغ. روایت بی بی سی فارسی و انگلیسی عمدتا روایت بوقهای چپ امریکایی مثل سی بی اس است در دوران جنگ ویتنام: باتلاق در حالی که امریکا نیروی زمینی در ایران پیاده نکرده است تا پایشان در باتلاق گیر افتاده باشد. همچنین روی این خط می روند که امریکا از ابتدا برنامه نداشته و بی بی دارد ترامپ را اداره می کند. بوقهای داخلی این خط را نیز دنبال می کنند. بوقهای داخلی خلاقیت هم دارند مثل این که بنزین در امریکا لیتری ۴ دلار شده است با عدم فهم تفاوت لیتر و گالن.
دولت ترامپ در این جنگ دستگاه تبلیغاتی ندارد. حتی رسانه ای برای انتقال اخبار به عمومی ندارد. تبلیغاات جنگ در امریکا و ایران در دست دشمن مردم ایران و دشمن امریکاست.
در حوزه فضای عمومی فضای داخلی در اختیار داعش شیعه است عموما شبها تا پاسی از شب. در این برنامه های دولتی هر کاری آزاد شده است: بی حجابی هواداران، عرق خوری و مالش اسلامی. اما در خارج کشور ایرانیان در طی دو ماه گذشته اجازه نداده اند فضا به دست طرفداران نظام و حماس بیفتند. حضور آنها در اروپا و امریکا و شرق اسیا و استرالیا بی وقفه بوده است.

