سبک رهبری مجتبی: هبة الله، ابوبکر بغدادی، یا اسکوبار
هنوز مشخص نیست که مجتبی زنده است یا خیر، از جراحاتی که می گویند جان سالم به در می برد یا خیر و آیا می تواند سه ماشین تبلیغات و سرکوب و گسترش طلبی ج ا را در اختیار بگیرد یا خیر. فرض کنیم چنین باشد. او چگونه رهبری خواهد شد؟ با توجه به سابقه ای که از وی در کار در بیت و نیز ارتباط با اعضای انواع مافیاهای حکومت سراغ داریم سه تصویر از رهبری وی می توان داد: هبةالله طالبان، بغدادی داعش و اسکوبار مافیای مواد مخدر.
در این نوشته نخست ویژگیهای سبک رهبری این سه را بر می شمارم و بعد اشتراکهای آنها را با مجتبی ذکر می کنم:
ویژگیهای اصلی سبک رهبری طالبان
۱. تمرکزگرایی شدید و رهبری فردی مطلق
قدرت به شدت در دست رهبر (امیرالمؤمنین) متمرکز است. ملا هبتالله آخوندزاده تصمیمگیر نهایی در مسائل کلیدی از سیاستهای اجتماعی تا احکام شرعی است. بسیاری از قوانین و فرمانها مستقیماً از قندهار، محل اقامت اصلی او صادر میشود و نهادهای دیگر حتی کابینه کابل عملاً مجری هستند نه تصمیمگیر.
۲. تفسیر بسیار متن گرا از شریعت
سبک رهبری کاملاً ایدئولوژیمحور است و بر اجرای دقیق و بدون انعطاف احکام شرعی بهویژه در حوزه اخلاق عمومی، حقوق زنان، رسانهها و آموزش تأکید دارد. این رویکرد اغلب با روالهای سنتی پشتونوالی ترکیب شده و منجر به محدودیتهای گسترده شده است مانند ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از دوره ابتدایی، محدودیت شدید حضور زنان در فضاهای عمومی و ممنوعیت بسیاری از فعالیتهای فرهنگی.
۳. انزوا و پنهانکاری رهبر
ملا هبتالله بندرت ظاهر میشود، عکس رسمی تأییدشده بسیار کمی از او وجود دارد و ارتباط مستقیم با مردم یا رسانهها ندارد. این سبک شبیه به سبک رهبری ملا عمر بنیانگذار این گروه است و باعث شده رهبری بیشتر نمادین-مذهبی باشد تا اجرایی-عملیاتی.
۴. اقتدارگرایی و عدم تحمل مخالفت
هیچ فضایی برای انتقاد، انتخابات یا مشارکت سیاسی وجود ندارد. طالبان خود را نماینده مستقیم خداوند میدانند و مخالفت با خود را برابر با دشمنی با خدا تلقی میکنند. سرکوب شدید روزنامهنگاران، فعالان حقوق زن، مخالفان سیاسی و حتی صدای متفاوت درون گروه رایج است.
۵. ترکیب مذهبی-نظامی و اولویت انسجام داخلی
رهبری طالبان تلاش میکند انسجام گروه را حفظ کند بهویژه میان جناح قندهار و کابل یا شبکه حقانی. با این حال شکافهایی میان اسلامگرایان متنگرا (قندهار) و چهرههای عملگراتر (کابل) دیده میشود.
۶. عدم انعطاف در برابر فشارهای بینالمللی
برخلاف برخی وعدههای اولیه در ۲۰۲۱، رهبری طالبان حاضر به عقبنشینی از مواضع ایدئولوژیک بهویژه در حقوق زنان و دختران نیست و این را «معامله بر سر شریعت» میداند.
اگر مجتبی مسیر پدرش را طی کند در همه موارد حکومتی طالبانی خواهد داشت. پدر وی در مورد سوم با طالبان فرق داشت و دوست داشت مدام در همه رسانه ها دیده شود و اگر روزنامه ای عکس وی را در صفحه اول منتشر نمی کرد از آن انتقام می گرفت اما مجتبی با شرایطی که دارد به سمت انزوا و ظهور کمتر خواهد رفت.
ویژگیهای اصلی سبک رهبری داعش
۱. رهبری مطلقه و متمرکز
رهبر یا خلیفه قدرت نهایی و تقریباً بدون محدودیت را در نظام داعشی دارد. تصمیمات او قطعی است و مخالفت یا حتی انتقاد شدیداً سرکوب میشود. شورای مشورتی وجود دارد، اما اعضای آن عملاً انتصابی است و نقش تشریفاتی دارد.
۲. ادعای فره مذهبی-سیاسی
در نظام داعشی (عمدتا اسلامگرایی سنی) رهبر خود را خلیفه مسلمانان و جانشین مستقیم پیامبر معرفی میکند. این ادعا با استناد به نسب قریشی و دانش دینی (بغدادی مدعی دکترای مطالعات اسلامی بود) تقویت میشد. این کاریزمای مذهبی، وفاداری شدید ایجاد میکرد و پیروان را به اطاعت کورکورانه ملزم میکرد.
۳. ترکیب ساختار دیوانسالارانه و نظامی سلسلهمراتبی
داعش برخلاف القاعده که شبکهایتر بود، ساختاری شبیه یک دولت شبهمدرن داشت:
۱) دیوانهای مختلف (نظامی، مالی، رسانه، امنیت، آموزش، قضاوت و ...)
۲) انتصاب فرماندهان منطقهای و وظایف مشخص
۳) مدیریت حرفهای و نظامیمحور: بسیاری از مدیران میانی، افسران سابق ارتش بعثی عراق بودند
۴. استفاده حداکثری از خشونت و وحشتآفرینی
خشونت نه فقط ابزار نظامی، بلکه ابزار رهبری و تبلیغات بود با ۱) اعدامهای نمایشی، گردنزنی، سوزاندن زنده، بردهگیری، ۲) ایجاد ترس در دشمن و جامعه محلی برای تسلیم سریع و ۳) شکستن روحیه مخالفان و ایجاد وفاداری از طریق ترس و نفرت
۵. عملگرایی افراطی و بیتوجهی به محاسبات عقلانی بلندمدت
برخلاف القاعده که محتاطتر عمل میکرد، داعش استراتژی “هر چه سریعتر به جنگ آخرالزمانی (دابق/ملحمة دابق)” را دنبال میکرد. این رویکرد باعث شد با دشمنتراشی گسترده (شیعه، سنی مخالف، کرد، مسیحی، یزیدی، حتی القاعده) مواجه شود.
۶. مدیریت رسانهای و تبلیغاتی بسیار پیشرفته
داعش از رسانه برای رهبری از راه دور استفاده میکرد با ۱) تولید محتوای حرفهای (فیلم، مجله، توییتر، تلگرام)، ۲) نمایش قدرت، ثروت و عدالت شریعتمدار و ۳) جذب نیروی خارجی با تصویر «دولت واقعی اسلامی»
۷. ترجیح رهبران عراقی و تجربهمحور
پس از بغدادی، رهبران بعدی (ابوابراهیم قرشی، ابوحفص قرشی و ...) عمدتاً عراقی، باتجربه در جنگهای چریکی و کمتر در انظار عمومی بودند. سبک رهبری به سمت عملیاتیتر، مخفیتر و تمرکز بر جنگ فرسایشی تغییر کرد.
با توجه به تجربه ماههای پایانی حکومت خامنه ای مجتبی ویژگیهای ۴ و ۶ را برخواهد گرفت. از حیث تمرکز هم او نمی تواند رهبری مطلقه و متمرکز را به زودی برقرار کند چون رهبری میدانی و جنگجو نبوده و بر سپاهیان اتکا دارد.
ویژگیهای اصلی سبک رهبری اسکوبار
۱. کاریزماتیک بسیار قوی
اسکوبار با جذابیت شخصیتی بالا، توانایی فوقالعادهای در جلب وفاداری داشت. بسیاری از افراد حتی خارج از کارتل او را به عنوان یک قهرمان مردمی یا “رابینهود کلمبیایی” میدیدند.
۲. ترکیب ترس و عشق که به سبک ماکیاولیستی مشهور است دقیقاً از روی این نسخه که رهبر باید هم ترسناک باشد و هم محبوب.
اصل وی Plata o Plomo (نقره یا سرب) بود به این معنا که در برابر کارتل باید یا رشوه میگرفتی یا کشته میشدی. او ترس را با خشونت شدید (قتلهای وحشیانه، بمبگذاری، انداختن از هلیکوپتر) ایجاد میکرد و عشق را با کمکهای مالی، ساخت خانه برای فقرا، زمین فوتبال، باغوحش عمومی و ... به دست میآورد.
۳. مطلقه و متمرکز
تصمیمگیری نهایی همیشه با خودش بود. حتی شرکای نزدیک (مانند برادران اوچوا) عملاً مجری بودند. هیچکس حق مخالفت واقعی نداشت و خیانت مساوی بود با مرگ فوری و اغلب وحشیانه.
۴. پوپولیست و مردمفریب
اسکوبار خود را نماینده فقرا و قربانی طبقه بالا نشان میداد. پول هنگفتی به محلههای فقیرنشین، مدارس، کلیساها و ورزش تزریق کرد که این امر پایگاه اجتماعی قوی در مدیین و مناطق فقیر ایجاد کرد.
۵. استراتژیک و بسیار انطباقپذیر
او روشهای قاچاق را مدام تغییر میداد، با دولت مذاکره میکرد، وارد سیاست شد (نماینده مجلس)، زندان لوکس خودش (لا کاتدرال) را ساخت، ارتش خصوصی داشت و حتی دولت کلمبیا را به چالش کشید.
۶. خودشتیفتگی شدید در رهبری
این ویژگی در کنار ماکیاولیسم و جنون، سهگانه تاریک وی را شکل می داد یعنی باور به شکستناپذیری و حق مطلق بودن، هر وسیلهای برای هدف مجاز است و عدم همدلی واقعی و کشتن بدون تردید (حتی زنان و کودکان در بمبگذاریها).
۷. شبهتحولآفرینی
ظاهراً الهامبخش و انگیزه دهنده بود (تیم وفادار، چشمانداز “امپراتوری”، کمک به مردم)، اما در واقع برای منافع شخصی و قدرتطلبی بود نه تحول واقعی، بلکه فریب و کنترل.
مجتبی می تواند ویژگیهای چهارم و هفتم را از روی دست وی نسخه برداری کند اما چون امپراطوری را خود نساخته و به او به ارث رسیده هرگز نخواهد توانست بقیه ویژگیها را داشته باشد. او هرگز نخواهد توانست رهبری کاریزماتیک باشد هرچه هم عناوین الهی و انقلابی به بقیه اسمش ببندند.

