تاکتیکهای مذاکره ج ا نسبتی با تاکتیکهای خردگرایانه ندارند
عشوه خرکی، گرانفروشی، خالی بندی و سیم آخر تاکتیکهای معمول ج ا در مذاکره با کشورهای غربی هستند. این تاکتیکها شاید با سیاست ضد امپریالیستی آن در سه یا چهار دهه پیش انطباق داشت اما این روزها بریتانیا خودش یک کشور اسلامی است با همه وجوه جوامع اسلامی از عربده کشی های مسلمانان تا فقدان ازادی بیان و خیابانهای مملو از زباله و نماز خیابانی، کشتن دختران تا تجاوز کسترده و تعدد زوجات.
برخی از تاکتیکهای فوق را در سخنان مقامات در برابر ایالات متحده شنیده ایم:
نایبرییس مجلس در شرایطی که مشغول مذاکره بودند: تسلیم زورگویی دشمن نخواهیم شد (عشوه خرکی)
خبرگزاری سپاه: تاکنون موضع تهران در خصوص عدم شرکت در مذاکرات تغییر نکرده است (گرانفروشی)
خبرگزاری سپاه: برای آغاز مجدد جنگ آمادهایم (خالی بندی)
قالیباف: مذاکره زیر سایهٔ تهدید را نمیپذیریم و در دو هفتهٔ اخیر برای رو کردن کارتهای جدید در میدان نبرد آماده شدهایم. (خالی بندی)
اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون مسعود پزشکیان، در حالی که وزیر خارجه در حال پیغام بردن به اسلام آباد، مسقط و مسکو بود: «اگر آنطور که ترامپ ادعا کرده هر بخشی از زیرساختهای ما از جمله چاههای نفت در نتیجه محاصره آسیب ببیند، تضمین میکنیم که چهار برابر آن به همان زیرساخت در کشورهایی که از متجاوز حمایت میکنند خسارت وارد خواهد شد.» (سیم اخر)
تا ۲۱ آوریل گفته بودند «عروس رفته گل بچینه» (اسلام آباد نمی ایند) بعد اعلام کردند که دارند می آیند و بعد نرفتند. آنها سالهاست می گویند نمی فروشیم و بعد حراج می کنند و بعد نمی فروشند و وقتی همه فرصتها سوخت می فروشند. این که در خواست غرامت می کنند گرانفروشی است که البته طرفهای مقابل نخواهند خرید. علی لاریجانی که به درک واصل شد ادعا داشت که غربی ها می خواهند هسته ای آنها را ارزان بخرند و آن قدر نفروختند که بمباران شد. مرتب می گفتند «آماده شهادتیم» تا به آرزویشان رسیدند.
در مقابل این تاکتیکهای اسلامگرایان، خرد عرفی بشر تاکتیکهای بهتری برای رسیدن به مصالحه معرفی کرده است:
۱. بهترین بدیل برای توافق مذاکره شده چیست؟ باید بدانید کی از مذاکره خارج شوید. اما یک نفر حتی از مشاوران و کارشناسان مقامات ج ا خودشان بهترین بدیل را نمی دانند و نگفته اند. کسی می داند اینها شرط باقی ماندن و رفتنشان چیست یا خط قرمزشان چیست.
۲. آستانه ابتذال در مذاکره جیست؟ بدترین توافقی را که می توانند بپذیرند کدام است؟ در برابر این پرسشها سکوت می کنند.
۳. پیدا کردن مخرج مشترکها تاکتیک دیگر است. یک کلمه در این مورد سخن نگفته اند.
۴. تمرکز بر منافع به جای مواضع. مقامات ج ا سخنی از منافع خود نمی گویند چون خواست آنها ربطی به منافع ملی ندارد.
۵. ارائه پیشنهادهای بدیل. یک نفر در میان تصمیم گیران رژیم نیست که بتواند پیشنهادهای بدیلی را ارائه کند برای خروج از بن بستها.
۶. رفت و برگشت میان اولویتها برای به نتیجه رسیدن. چنین چیزی از اینها ندیده ایم.
۷. توافق های مشروط به مقیاسهای قابل اندازه گیری. مقامات اصولا تصوری از سنجش ندارند و در ادبیات آنها چنین چیزی نیست.
علت فقدان این تاکتیکها در میان مقامات ج ا آن است که عقل منفصلی در میان آنها وجود ندارد. آنها راهزنان و یاغیانی هستند که توانسته اند یک کشور را فتح کنند و به امکانات یک دولت ملت دسترسی پیدا کنند. این مثل آن است که یک جت اف ۳۵ را داده باشند به دست یک میمون. چاله چوله ها و گودالهای تاکتیکی شان را با راهبردهای پر سر و صدا اما توخالی پر می کنند. برای سالها می گفتند «نه مذاکره نه جنگ» اما هر دو اتفاق افتاد. از همین جهت مذاکره با اینها بیفایده است.


True! A bunch of thugs; that's what the "officials" in the mullahs' regime in Iran had been, have been, are, and will be. Shakespeare's quote, "A rose is a rose, whatever name it's called" is also true on the other side of the coin, the side we poor Iranians have been living with for 47 years: " A pile of dung is a pile of dung, no matter what name it is given". Thus, "Doctor" Ghaalibaf (our own "Mam Baagher") is the same shit no matter what title, position, rank,...this street thug is given. So are all the other murderers occupying our beloved motherland under the oxymoron " Islamic Republic" ( the two words are inherently contradictive and mutually exclusive...something the stupid "Left" and so called " intellectuals" of Iran never understood. They keep serving these turban-wearing monsters and their thugs, the IRGC).