سه برداشت از هفته چهارم جنگ
شدیدترین حملات امریکا و اسرائیل در جنگی که از ۲۸ فوریه آغاز شد هفته چهارم بوده است. در این نوشته به سه پدیده قابل توجه در این یک هفته اشاره می کنم.
دارند مذاکره می کنند؟
در پایان هفته چهارم دو پرسش اذهان ناظران جنگ را به خود مشغول می کرد: آیا جبهه دیپلماسی می تواند سریع تر به پایان جنگ منجر شود؟ و ایا عملیات زمینی در راه است؟ پرسش مقدم بر این دو این بود که آیا اصولا دارند مذاکره می کنند تا امید پایان جنگ وجود داشته باشد؟ ترامپ پاسخ این پرسش را در ۲۵ مارس داد: «دارند مذاکره می کنند. می ترسند بگویند.» پست وزیر خارجه پاکستان در ۲۶ مارس این بود که مذاکرات غیر مستقیم در جریان است و پاکستان پیامها را رله می کند. ج ا وجود مذاکرات را انکار کرد چون رد و بدل کردن پیام را مذاکره نمی داند یا با وقاحت دروغ می گوید.
به موازات تلاش برای مذاکره قشون کشی ایالات متحده با اعزام هزاران تفنگدار دریایی یا نیروی آبی خاکی به منطقه ادامه داشته است. در اواخر مارس۲۲۰۰ نیرو شامل بر ۸۰۰ پیاده نظام به منطقه خواهند آمد. نتیجه ای که بسیاری از اعزام این نیروها می گیرند نزدیک بودن عملیات زمینی است. حداقل سه جمهوریخواه کنگره، از جمله روسای کمیته های نیروهای مسلح مجلس نمایندگان و سنا بعد از جلسات پشت درهای بسته قویا اشاره کردند که یک عملیات زمینی در ایران برنامهریزی شده است و احتمالاً به زودی آغاز خواهد شد.
به دو نتیجه گیری از رخدادها و سخنان فوق می توان رسید: ۱) نوعی سرعت بخشیدن به جنگ برای پایان آن از طریق مذاکره یا عملیات زمینی و ۲) پایان جنگ بدون یک رخداد ضربه زننده برای ج ا پیروز ی به حساب می اید و احتمال این رخداد زیاد است. این را برخی به عنوان عملیات غیر قابل پیش بینی معرفی می کنند یا غافلگیر کننده نام داده اند. هر عملیاتی می تواند چنین ویژگی ای داشته باشد و این گونه سخنان هیچ محتوای یندارد.
در مورد عملیات زمینی، پنج احتمال از ابتدای جنگ و قبل از آن مطرح شده است:
۱) ربودن رهبر ج ا مثل مادورو: هلی بورن
۲) اشغال جزیره خارک
۳) اشغال جزیره لارک در تنگه
۴) ربودن ۴۴۰ کیلوگرم اورانیم و
۵) اشغال سه جزیره تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی
در مورد اول شاید جای خامنه ای را نمی داانستند یا برنامه حذف وی را داشتند و در مورد مجتبی این امر منتفی است چون مشخص نیست که او زنده است یا خیر. در مورد چهارم به احتمال زیاد محل را نمی دانند. در دو مورد دوم وسوم حدس و گمان مبتنی بوده است بر موضوع تنگه هرمز و اگر حرکت کشتی ها تا اواخر مارس در این تنگه جریان یابد اشغال آن منتفی خواهد شد. البته پیش از این ترامپ اعلام کرده بود که هر که از تنگه استقاده می کند خودش مشکل خود را حل کند. سه جزیره هم نقشی در رفع نا امنی در تنگه هرمز را ندارند و بعید است مورد حمله امریکا قرار گیرند. بدین ترتیب حمله زمینی اگر در برنامه باشد معلوم نیست هدف آن چیست. تا کنون موردی موثر و کم خطر برای عملیات زمینی امریکا مشاهده نمی شود و می توان گفت که احتمال آن اندک است. اگر عملیات زمینی بخواهد صحنه آخر باشد باید هدف قابل توجهی را در نظر گرفته باشند درست مثل شروع این عملیات با کشتن خامنه ای.
در به در به دنبال دلسی رودریگز در ایران
ترامپ حقیقتا دلسی را دوست دارد چون بدون جنگ به حرفهای او و مارکو را تا بتواند گوش می دهد بالاخص در مورد نفت و مسائل امنیتی. به همین دلیل مدل ونزوئلایی تسلیم شدن در برابر امریکا مدام در مباحث وی مربوط به ایران سر بر می اورد. اما به احتمال بسیار زیاد در ایران دلسی رودریگزی در همان رابطه ای که میان دلسی و امریکا وجود دارد پیدا نخواهد شد. کسی بگوید ۸ نفت کش رد شوند و بعد رد شده باشند و در مقام دلسی ایران عمل کند بعید است پیدا شود به پنج دلیل:
۱) ایران در همسایگی امریکا نیست. ونزوئلا نمی توانسته در همسایگی امریکا به درجه مخربی ج ا برسد یا بدان نرسیده بود. قدرت تخریب ج ا مانع از وادادن ردیفهای رهبری است که پشت هم حذف می شوند.
۲) ونزوئلا با وجود سوسیالیستی بودن به دنبال محو کشوری دیگر و تاسیس خلافت جهانی نبود با این که به برخی کشورهای امریکای جنوبی نفت مجانی یا ارزان می داد تا آنها را به حرف شنو تبدیل کند. ونزوئلا در کشورهای منطقه میلیشا درست نکرده بود.
۳) ایالات متحده به همسایگان ونزوئلا حمله نکرد و قدرت خود را همانند نفوذ در عراق به پاسداران در منطقه تحویل نداده بود. جمهوری اسلامی به دلیل خطاهای اوباما ظرفیتهای منطقه ای فراتر از ونزوئلا پیدا کرده بود.
۴) هشت سال جنگ و وجود پدیده ای به نام سپاه پاسداران در ونزوئلا رخ نداد تا اینها به طلبکاران ملی و قدر قدرت کشور تبدیل شوند. و
۵) احزاب کمونیست در دنیا ساختار هرمی دارند و حکومت آنها نیز ساختاری هرمی پیدا می کند. در این نظامها وقتی راس هرم را بزنید کل هرم به هم می ریزد مگر این که کسی در آن بالا جایگزین شود و وقتی کسی جایگزین شد بقیه از او فرمان می برند. در ونزوئلا کسی جایگزین مادورو شد و بقیه از جایگزین وی فرمان می برند. اما ساختار حکومت آخوندی-سپاهی هیئتی یا موزاییکی است و با حذف چند فرمانده فرو نمی ریزد و کسی هم نمی تواند جای قبلی فرمان دهد و همه اطاعت کنند.
بدین ترتیب شرایط و ساختارها به گونه ای است که امریکا نمی تواند نوعی دلسی در ایران پیدا کند. سه دهه بخشی از ایرانیان با حداکثر وفاداری به اسلام و سیاستهای ضد اسرائیلی و ضد امریکایی دنبال چنین چیزی گشتند اما نیافتند. جمهوری اسلامی همه را منقرض کرده است. نظامی که آلترناتیو باقی نمی گذارد دیگران را از چنین چیزی محروم می کند.
نقطه زنی از سه جهت: راهبرد خلاقانه دولت اسرائیل
اسرائیل چه دولت و چه ارتش آن یک خطای راهبردی در نادیده گرفتن خطر حماس داشت که به حملات ۷ اکتبر منجر شد. اما پس از ان دولت بی بی و ارتش مسیری مستحکم را برای بازگشت به اقتدار خود در منطقه علی رغم احاطه شدن با دشمنان طی کرده است. امروز حماس گروهی بشدت ضعیف، حزب الله له و لورده، سوریه کشوری با دندانهای کشیده و ج ا در حال سقوط است. حشد الشعبی ماشینی پارک شده و حوثی ها درس گرفته اند. ۷ اکتبر اسرائیل را واکسینه کرده است.
این موفقیت ناشی از دو راهبرد نقطه زنی و سر زنی گروهها و دولتهای تروریستی بوده است. این دو راهبرد در عملیات نظامی علیه ج ا نیز ادامه یافت. در این مطلب به اقدامات اسرائیل در حوزه ی نقطه زنی می پردازم. نقطه زنی اسرائیل در مورد این سه بعد یا وجه داشته است:
۱.نقطه زنی محلی به این معنا که یک نقطه خاصی که اهدید به شمار می اید بدون حواشی آن مورد هدف قرار می گیرد مثل محل کار یا سکونت سران دولتها با گروههای تروریستی، ایست های بازرسی آنها، مقرهایشان مثل کلانتری یا مراکز بسیج یا تاسیسات ساخت موشک و اجرای برنامه.
۲. نقطه زنی با ارتعاش مناسب. در این نوع نقطه زنی نه تنها نقطه مورد نظر بلکه نقاطی بعد از آن هم مستقیما یا غیر مستقیم مورد هدف قرار می گیرد. اسرائیل در حمله به پارس جنوبی با یک تیر دو نشان را زد. پس از حمله اسرائیل جمهوری اسلامی به راس دلفان قطر، یکی از دشمنان اسرائیل در جا و پول دادن به حماس حمله کرد. مقامات قطری گفته اند برای بازسازی این تاسیسات پنج سال وقت نیاز دارند. مدیرعامل قطرانرژی می گوید: «هرگز در بدترین تصورم هم فکر نمیکردم که قطر و منطقه با چنین حملهای روبهرو شوند، بهویژه از سوی یک کشور مسلمان برادر در ماه رمضان… حملات جمهوری اسلامی به تاسیساتی آسیب زده که ۱۷ درصد از ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع این شرکت را تولید میکند و تعمیر آنها سه تا پنج سال زمان خواهد برد.»
همچنین اسرائیل در نابودی ظرفیت نیروی دریایی ج ا در خزر ضریب امنیتی اذربایجان کشور دوست خود را افزایش داد.
۳. نقطه زنی با پیام مناسب: پیام مناسب می تواند در مورد روند جنگ یا روشن کردن گامهای بعدی و روشن کردن همپیمانان و رقبا باشد. اسرائیل در پاسخ به زدن یک نیروگاه در خاک این کشور نیروگاه فولاد مبارکه را به صورت نقطه ای زد تا به مردم ایران بگوید به خدمات برق شما در پاسخها کاری نداریم. عصر روز جمعه ۲۷ مارس به کارخانههای فولاد خوزستان و فولاد مبارکه اصفهان حمله شد. این تاسیسات برای رژیم نکبت ارزآوری دارند بدون ارتباطی با زندگی روزمره مردم.

