مهرزاد بروجردی: معلم دست دوم و پژوهشگری که نبود
اگر بیست سال پیش بود شاید ایشان را در سری بساط نقد می گذاشتم و نه بن بست بلاهت. اما اسرايیل ستیزی و دفاع ایشان از دانشجویان طرفدار حماس و بلغور کردن تبلیغات حماس در کنار ایستادن ایشان پشت لابی ج ا چاره ای باقی نمی گذارد که ایشان را در بن بست بلاهت قرار دهم. کار حرفه ای بروجردی مثل سیاستش دست دوم و ورشکسته است با آثاری نازل در حوزه هایی که اثری منتشر کرده است.
در این نوشته برای نشان دادن میزان بلاهت گفته ها و نظرات ایشان به ده نکته اشاره می کنم:
۱. اگر کسی عقل سالم داشته باشد و به چپ بپیوندد بعد از چند سال حس جهت گیری و واقع بینی خود را از دست می دهد. بروجردی برای وفادار ماندن به چپ انبوهی از مهملات تولید کرده است. در جوانی اگر کسی چپ شود ناشی از احساسات عدالت جویانه ای است که به درستی هدایت نشده است اما در سن بالای شصت سالگی جمود فکری است. هنر چپ ایدئولوژی محوری و بی توجهی به واقعیت است. هر آنچه ایشان در دو سال اخیر در باب غزه گفته و منبعش حماس است دروغ بو ده است و ایشان آنها را به عنوان حقایق عرضه کرده است. یک سازمان تروریستی خبر رسانی نمی کند.
در جوانی اگر کسی چپ شود ناشی از احساسات عدالت جویانه ای است که به درستی هدایت نشده است اما در سن بالای شصت سالگی جمود فکری است.
۲. چرا ایشان در مورد ترور پدرش ۴۷ سال ساکت بود؟ پاسخ ایشان در مصاحبه با فرداد فرحزاد در ۲۴ اکتبر ۲۰۲۵ این بود که «تحقیقات علمی ام تحت الشعاع این مسئله شخصی قرار نگیرد.» این سخن بی اساس است. ایشان بعد از ۵ اسل موقعیت دانشگاهی اش تثبیت شده و تحقیقات ایشان در امریکا تحت تاثیر بیان ان حقیقت قرار نمی گرفته است چون در ایران کار میدانی انجام نمی داده که نتواند سفر کند. آو در مصاحبه با سیما ثابت در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۵ به جدا کردن احساسات در تحلیلها اشاره می کند که آن هم بی اساس است چون پدر ایشان توسط عوامل رژیم کشته شده و این امر بدون یا با گفتن این واقعیا اثر گذار بوده است. در مورد مخاطب نیز نمی توان تضمین کرد که داوری مردم تحت تاثیر چه جیزهایی قرار می گیرد مردم ممکن است روزی از کراوات یا رنگ موی کسی خوششان بیاید و نیاید و در مورد وی پیشداوری داشته باشند. این امر تحت کنترل قرار نمی گیرد. ایشان در همان مصاحبه می گوید «از بعد شخصی علاقه مند نبودم مطرح شود.» این موضوع علاوه بر بعد شخصی بعد اجتماعی هم بوده و می توانسته در نگاه مردم به جنایتکار بودن رژیم و پرهیز از آن تاثیر داشته باشد.
بروجردی به دلیل نگاه مثبتی که به فاجعه ۵۷ دارد تصور درستی از مبانی انقلاب ۵۷ و تاثیرات آن ندارد. کسی که نتواند وجه سیاسی این موضوع را درک کند نمی تواند عالم علوم سیاسی باشد. یک دلیل روشن عدم اطلاع رسانی برای بسیاری از ایرانیان (بروجردی را نمی دانم ممکن است دلایل دیگر هم بوده باشد) رفت و آمد به ایران و نشر کتاب در ایران و کار با نهادهای دولتی در ایران یا کسب و کار در ایران است. سایتها و روزنامه های داخلی با ایشان مصاحبه می کنند چون کبریت بی خطر است و مخالف نیست. البته افراد حق دارند مخالف نباشند اما نباید دوگانه بازی کنند. آخرین اثر ایشان به فارسی در سال ۲۰۱۰ در ایران منتشر شده است. کتابی که در مورد روشنفکران دارد نیز در ۲۰۱۷ تجدید چاپ شده است.
۳. میزان انتشارات یک فرد هم به اندازه محتوا اهمیت ندارد. البته در این حوزه هم خلاقیت ایشان سالهاست به پایان رسیده است.یک علت آن تمرکز بر کار مدیریت در دانشگاه است و علت واضه تر آن فقدان مبانی نظری و تحلیلی. به خاطر فقدان همین مبانی و دیدگاه چپ است که ایشان روابط بسیار نزدیکی با اعضای لابی ج ا داشته است.
۳. بروجردی در مورد شریعتی می گوید: «بهترین تعریفی که از شریعتی میتوان به دست داد شاید جامعهشناس دین باشد. این برچسب را با توجه به دو واقعیت مهم میتوان توجیه کرد. نخست اینکه بیشتر چیزهایی که او نوشته از چارچوب دین و اندیشهی دینی خارج نیست. دوم اینکه رهیافت او به دین تحت تأثیر بعضی از مکتبهای فکری در درون جامعهشناسی معاصر است. اندیشهی اجتماعی او با اصول سنّت جامعهشناختی قرن نوزدهم،آنگونه که هگل و مارکس عرضه کردهاند، همخوانی داشت. او در مکتب فکری ایدهآلیستی تاریخباورانهی هگل، که وزنهای در برابر ماتریالیسم مکانیکی قرن هجدهم قرار میداد، شایستگیهایی میدید. با اینهمه، او اندیشه عمل (پراکسیس) را به عنوان اساس شناختشناسی انسانی از مارکس وام گرفت و اصولی ضروری از فلسفهی او را ـ مانند زیربنا و روبنا، تضاد طبقاتی، از خودبیگانگی، و ایدئولوژی ـ سودمند یافت. تا حدود کمتری نیز از اندیشهی «زندان خویشتن» هایدگر الهام گرفت. شریعتی این زندان را، همراه طیعتباوری، «جامعهگرایی» (ماتریالیسم)، و تاریخباوری، چهار زندان بزرگ بشریت به شمار آورد (شریعتی،۱۳۶۱ پ، ۱۸۴ـ ۱۱۷)» به نقل از «روشنفکران ایرانی و غرب» (مهرزاد بروجردی، ترجمه: جمشید شیرازی، تهران، چاپ سوم خرداد ۱۳۷۸، قطع رقعی، صفحه ۲۴۰، تیراژ ۳۳۰۰)
شریعتی هیچگاه جامعه شناس دین نبود و اصولا عنوان پژوهشگری و علمی بدو نمی توان داد. او یک تبلیغاتچی سیاسی و ایدپولوژیک بود. در مورد او در آثار دیگرم به تفصیل سخن گفته ام. رهیافت شریعتی به دین هم رهیافت ایدئولوژی سازی و ستایش بی اساس و قصه گویی است. بروجردی چون شناخت چندانی از اسلام ندارد این نکات را متوجه نشده است.
اثر دوم وی نیز بیشتر یک ایندکس است تا اثری نظری: • صاحب منصبان سیاسی در ایران پس از انقلاب (دانشگاه سیراکیوز – ۲۰۱۸ – به زبان انگلیسی). او در این اثر ه همکاری فردی دیگر شناسنامه هایی باری صاحب منصبان ساخته اند.
۴. بروجردی در برنامه پرگار بی بی سی در مورد دمکراتیزه شدن دانشگاه و تنوع دروسی که در دانشگاهها تدریس می شود سخن می گوید. او در این بحث صرفا از موضع آنتیفا و بی ال ام از آنچه در دانشگاهها گذشته دفاع می کند و هیچ موضع انتقادی ندارد. ایشان از دو موضوع کلیدی واقعی غفلت می کند: ۱) تریلوینها دلار وامهای دانشگاهی بی خاصیت که صرف صنعت مدرک ساز ی در امریکا و پرداخت حقوق ایشان می شود. دانشگاهها در امریکا عموما دنباله دبیرستان هستند و نیروی ماهر تربیت نمی کنند.مدارک تحصیلی زیاد و بدون کیفیت ارزشی ندارد؛ ۲) تنوع دروس عموما مطالعات کشک و پشم مثل مطالعات زنان یا جنسیتگرایی و عادلت اجتماعی است که اینها ربطی به علم ندارد و پرورش فعال سیاسی است. از دهه ۶۰ بدین سو چپ دانشگاه را به مرکز فعال سازی و ذهن شویی تبدیل کرده است.
او از برابری در دانشگاهها سخن می گوید بدون اشاره به تبعیض مثبت که در واقع تبعیض منفی علیه شایستگان است. او شکایت می کند که تنها ۱۲ درصد روسای دانشگاهها سیاهپوست هستند در حالی جمعیت سیاهپوستان امریکا حدود همین ۱۲ درصد است. البته این درصدها هیچ ربطی به شایسته سالاری ندارد. در بسکتبال امریکا بالای ۶۰-۷۰ درصد بازیکنان سیاهپوست هستند و شکایتی در این زمینه وجود ندارد.
ایشان در این مصاحبه می گوید دانشجویان طرفدار حماس نبودند و طرفدار فلسطین بودند. دانشجوی طرفدار فلسطین به دانشجویان یهودی حمله نمی کند و به نیازی به اشغال فضای دانشگاه ندارد. استاد دانشگاه وقتی موضوعات را نتواند تجزیه و تحلیل کند از بقیه چه انتظاری می رود. دانشگاه های امریکا در سال ۲۰۲۵ به فاضلاب نمایش نخبگی تبدیل شده اند. دانشجویی که شعاز از رودخانه تا دریا می دهد و به دانشجوی یهودی حمله می کند طرفدار فلسطین نیست. ضد اسرائیل و ضد یهودی است. عناوین نسلکشی، نژادپرستی، تجاوز و اشغال که ایشان در برنامه های مختلف استفاده کرده همه تهی هستند.
۵. بروجردی در مصاحبه با بی بی سی فارسی در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵ بعد از مرگ چارلی کرک شرکت کرده است در حالی که هم ایشان و هم بی بی سی فارسی علیه وی موضوع داشتند و این کار اصولا اخلاقی نبوده است. بی بی سی برای این موضوع از کسی دعوت کرده که مخالف چارلی بوده است. ایشان در این برنامه می گوید خشونت سیاسی ناشی از نابرابری های ساختاری است. اگر چنین بود در دوره های دمکراتها که می گویند نابرابری را با تبعیض مثبت و برنامه های رفاهی کاهش می دهند باید شاهد کاهش خشونت می بودیم اما چنین نشده است.
۶. ایشان مثل بقیه چپها در امریکا مخالف تبصره دوم قانون اساسی امریکاست. او معتقد است که یکی از عوامل خشونت دسترسی آسان به اسلحه است و عینا دیدگاههای خام دمکراتها را تکرار می کند. او متوجه نیست که اسلحه آدم نمی کشد بلکه آدم آدم می کشد. بنا به منطق ایشان اتومبیلها را نیز باید جمع کنند و کبریتها و چاقوها. خودرو بسیار کشنده تر از اسلحه است.
۷.مهرزاد بروجردی، تحلیلگر و استاد علوم سیاسی در گفتوگو با «شرق» انگیزه حملات اخیر اسرائیل علیه ایران را حس انتقامِ نتانیاهو میخواند: «نتانیاهو هم بهخاطر مسائل شخصی خودش و هم به دلیل ضربه روانی که جنگ هفتم اکتبر به آنها زد، نسبت به ایران حس انتقام دارد.» (۲ ژوییه ۲۰۲۵) این تحلیل روانی است و تقلیلگرا و این ایشان نه روانشاس است و نه روانکاو شخصی نتانیاهو. ایشان به جای حمله به نتانیاهو برای قدر شناسی هم که شده باید برای اجرای عدالت در مورد قاتلان پدرش از دولت اسرائیل تشکر کند که نکرده است. متاسفانه او با نشریات داخل ایران مصاحبه می کند و رژیم مشکلی با این موضوع ندارد. این یعنی وی را برانداز تلقی نمی کنند و تلقی آنها درست است.
۸. بروجردی همچنین درباره تاثیر تصمیم اخیر آمریکا بر موقعیت سپاه پاسداران در ایران می گوید: «اینکه انتظار داشته باشیم سپاه در فرصت کوتاهی بخواهد قراردادها و کسبوکار سودآور اقتصادی در اختیارش را به بخش خصوصی واگذار کند کمی دور از واقعیت به نظر میرسد چرا که هرچه سپاه در این سالها قدرت گرفته بخش خصوصی ضعیف مانده است. ما باید ابتدا در انتظار این باشیم که ببینیم تصمیم اخیر آمریکا در واقعیت چه نتایجی خواهد داشت و نه تنها روی کاغذ.» (مصاحبه با یورونیوز که فقط با مقامات و استمرارطلبان مصاحبه می کند: ۱۰/۰۴/۲۰۱۹) ایشان در این عبارات مشغول دلسوزی باری سپاهی است که منابع کشور را غارت و مردم ایران را می کشد و در سوریه در کشتار ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر نقش داشته است. گذاشتن سپاه در فهرست ترویستی از نظر ایشام دور از واتقعیت است که عینا موضوع لابی ج ا است.
۹. بروجردی در یک سخنرانی رونق مباحث سیاسی و نظری در ایران بعد از انقلاب را تمجید می کند اما نمی گوید که این کار علی رغم خواست حکومت و با هزینه های بسیار صورت گرفته و حکومت همه را قلع و قمع کرده است. (در دفاع از سنت روشنفکری ایرانی، یوتیوب)
۱۰.ایشان در مورد انقلاب مثل مراجع تقلید حکم صادر می کند. حکم ایشان این است: هر کس در عمر خود حق یکبار انقلاب کردن دارد. او می گوید «در جوانی طرفدار انقلاب ۵۷ بودم. امروز اصلا طرفدار انقلاب نیستم.» (ویدیوی بالا) ایشان متوجه نیست که حکم انقلاب فقط یک بار همان استمرار طلبی است. اگر نظام قبلی مستحق سقوط بود نظام فعلی به مراتب مستحق تر سقوط است. سخن ایشان بسیار بی پایه و بلاهت آمیز است.
