ایرانگرایی، نوزایی اجتماعی ایرانی و انقلاب شیر و خورشید
حرکتی درونزا و اندامواز
مقدمه
۱) نگاه آرمانگرایانه یا هویت گرایانه به این بحث ندارم بلکه به سنتها، آیین ها و نمادها و کنشهای جمعی یعنی آنچه در عالم واقع در طول تاریخ ایران ظاهر شده کار دارم
۲) در گزارش گذار جاری از گفتمان اسلامکرا به ایرانگرا نه به سخنان نخبگان دانشگاهی بلکه به کف خیابان در ادوار مختلف جامعه ایران باید توجه کرد و ایینها و سنتها را از متون و آثار مردم شناسانه استخراج کرد. دانشگاهیان ایرانی عموما به گفتمانهای جهانی روز آلوده یا بدانها معتادند. تا مدتها به تقابل سنت و مدرن مشغول بودند که تحول سالهای اخیر را توضیح نمی دهد. مدتها نیز به گفتمانهای حقوق بشری و جامعه مدنی مشغول بودند بدون آن که به زمینه ها و کم و کاستهای آنها برای جامعه ایران توجه کنند.
۳) از بومگرایی یا nativism در این متن پرهیز می کنم. در پی احیای گذشته یا برساختن برنامه های ایدئولوژیک هم نیستم.
۴) این متن توصیف یک روند در جامعه ایران است و نه مجموعه ای دستور العمل برای نوزایی اجتماعی. این متن جنبه توصیفی محض دارد و نه توصیه ای یا تجویزی.
۱. درونزا و ارگانیک
حرکت جاری برای نوزایی اجتماعی از جمله انقلاب شیر و خورشید کاملا از متن جامعه و تاریخ و آیینهای ایرانی بیرون آمده است؛ نه از سر لجبازی است و نه تحت تاثیر تحولات جهانی بلکه نوعی بازگشت به ریشه هایی است که در طی قرنها زده یا مورد بی توجهی واقع شده است. هم بسیاری از اعتراضات و هم سوگواریهای بعد از انقلاب شیر و خورشید کاملا در چارچوب آیینهای ایرانی بوده است. همچنین درفش کاویانی از جنبش مهسا به خیابان آمد. گردنبندهایی با نمادهایی از تخت جمشید یا تتوهایی با همین نمادها همه جا دیده می شود. نمادهای ملی دارند به تدریج جای نمادهای اسلامی (اسامی معصومان یا ایات قران) را می گیرند.
۲. حرکت زیر پوستی
باید از رقابتهای سیاسی و فهم انقلاب شیر و خورشید در چارچوب جنبشهای اجتماعی روز فراتر رفت و توجه کرد که ایرانگرایی اخیر چگونه دارد در سرازیری اسلامگرایی از زیر ماسک و لایه های اجتماعی ایران بویژه از روستاهای زاگرس و البرز بیرون می زند. خوانش فمینیستی یا ترایبالیستی یا شوونیستی از این انقلاب خوانشی وارونه و دروغین است.
۳. سنتها و آیینها
من به چهره هایی از این جنبش که به آیین ها و سنتهای ایرانی مربوط می شود و به تدریج در بطن جامعه رسوب می کند علاقه مند هستم. برای پیوستگی باید دید در گذشته چه کارهایی انجام می شده و از آنجا که متوقف شده ادامه داد.
۴. ایدئولوژی ملی گرایی
در دوران حکومت پهلوی (۱۹۲۵-۱۹۷۹)، به ویژه تحت رهبری رضاشاه و محمدرضا شاه، تلاشهای گستردهای برای نوزایی اجتماعی و فرهنگی ایران انجام شد که بخش مهمی از آن بر پایه احیای میراث پیش از اسلام و استفاده از متون باستانی بود. این رویکرد بخشی از ایدئولوژی “پهلویسم” محسوب میشد که هدف آن ساختن هویت ملی سکولار، مدرن و مبتنی بر شکوه امپراتوریهای باستانی ایران (مانند هخامنشیان و ساسانیان) بود. این متون نه تنها برای تقویت ملیگرایی، بلکه برای مشروعیتبخشی به اصلاحات اجتماعی مانند کاهش نفوذ مذهب، آموزش مدرن، حقوق زنان و صنعتیسازی استفاده میشدند. در ادامه، خلاصهای از این فعالیتها ارائه میشود:
کارهایی که در دوران پهلوی داشت انجام می شد و متوقف شد:
۱) ویرایش و انتشار متون کلاسیک و باستانی که متن جامعه بدان توجه نشان می داد.
جنبش ویرایش متون در اوایل پهلوی رونق گرفت. روشنفکرانی مانند محمد قزوینی و عباس اقبال آشتیانی متون کلاسیک فارسی و عربی را ویرایش کردند تا هویت ایرانی زیر سلطه خارجی (مانند مغولان) را بازسازی کنند. برای مثال: ویرایش تاریخ جهانگشای جوینی برای برجسته کردن مقاومت ایرانی در برابر مهاجمان. این تلاشها با منابع باستانی (مانند کتیبهها، پاپیروسها و سکهها) ترکیب شد تا تصویری از ایران به عنوان تمدنی پایدار و هم بسته ارائه دهد.
۲) شاهنامه خوانی: شاهنامه فردوسی به عنوان متنی کلیدی برای احیای اسطورههای ایرانی ترویج می شد و می شود، این متن در مدارس و مراسم عمومی خوانده میشد تا پیوندی میان گذشته و حال ایجاد کند.
۳) تاریخنگاری: حکومت پهلوی، تاریخنگاری را به ابزاری برای تبلیغ شکوه گذشته پیش از اسلام تبدیل کرد. مورخانی مانند حسن پیرنیا (مشیرالدوله) در این کار نقش کلیدی داشتند. او با تکیه بر منابع یونانی، رومی و باستانشناسی، متونی نوشت که تاریخ ایران باستان را از روایتهای افسانهای شاهنامه جدا کرد و به واقعیات نزدیکتر ساخت. آثار برجسته او شامل اند بر «ایران باستان» (۱۹۲۷: بررسی ایران پیش از اسلام تا پایان ساسانیان بر پایه منابع غربی)، «داستانهای ایران قدیم» (۱۹۲۸: پیوند تاریخی غربی با روایتهای سنتی فارسی مانند شاهنامه)، و «تاریخ ایران باستان» (۱۹۳۱-۱۹۳۳: تقویم نگاری سیستماتیک سلسلههای پیش از اسلام، که ایران را به عنوان تمدن آریایی و دوران پهلوی را به عنوان مرحله نوزایی آن توصیف کرد).
از این کتابها به عنوان متون درسی استاندارد در مدارس استفاده میشد تا نسل جوان با هویت ملی پیش از اسلام آشنا شود و از “عقبماندگی” اخیر (دوران قاجار و اسلامی) فاصله گیرد.
۵. وجه حماسی
البته این روزها حماسه وجه غالب است اما دیگر وجوه هم خود را نشان داده و خواهند داد بالاخص در جوامعی که به اسلامگرایی کمتر آلوده شده اند مثل روستاها و شهرهای کوچک کوههای زاگرس ایران. بازگشت به هنر و موسیقی، نمادهای حماسی را پر رنگ می کنند. خواندن شاهنامه در آرامستانها به جنبش وجه حماسی می دهد. رقص سوگ سیاوش خاطرات ملی را زنده می کند. حتی در یک مراسم به اجرای آیینهای میترایی پرداختند. مهم نیست که این آیینها چقدر با اصل برابری می کند. مهم اصل توجه است.
۶. جهان نگری بنیادی ایرانیان در پیش از اسلام
حتی آنجا که بحث ارزشها به میان می اید سه گانه پندار و گفتار و کردار نیک مطرح می شود. موضوع بسیار فراتر از پرچم شیر و خورشید و غم غربت دوران پهلوی است. جریان اسلامزدایی زیر پوستی جامعه با کشتارها شدت گرفته است و جایگزین اول آن آیینهای ایرانی است. این امر به جامعه کمک می کند در برابر اسلامگرایی در صفحه واحد قرار گیرد.
۷. ساختارها یا هنجارها؟
آیا در متون باقی مانده از دوران ماقبل اسلام ایران یا متون سده های بعد آن توصیف یا گزارشی در مورد ساختارهای اجتماعی آن دوره وجود دارد تا رونوشتی از نوزایی اجتماعی به دست دهند؟ محققان ایران باستان به دلیل ذهنیت طبقاتی عمدتا به سراغ طبقات در دوران ماقبل از اسلام در ایران رفته اند (روحانیان؛ جنگاوران؛ کشاورزان؛ صنعتگران) و به ترسیم وظایف و کارکردهای آنها رفته اند. این ساختار هر چه بوده امروز به کار نوزایی اجتماعی در ایران نمی اید چون جامعه تغییر یافته و نمی توان آن را مثل دوران ساسانی سازمان داد. آنچه در اینجا اهمیت دارد ارزشها و هنجارهای بنیادین مثل ارزش فردیت، کلر، پیشرفت واصول اخلاقی مثل وجدان است.
۸. تحولی دراز آهنگ
در نگرش به جامعه ایران پس از ۵ دهه گنگی هویتی باید دقت کرد که این گذر به سرعت انجام نخواهد گرفت. از این جهت پروژه احیای هویت ملی و ایرانشهری را
۱. باید فراتر از فعالیت آکادمیک دید
۲. از این حرکت ملی با دادن چشم انداز پشتیبانی نظری کرد و
۳. هدف باید نوزایی اجتماعی- سیاسی در چارچوب ایرانگرایی باشد
این یک باران تابستانی در سرزمینهای خشک نیست.


Excellent!