جناب عبدی! شیپور را از سر گشادش نمی نوازند
دفاع تمام عیار عباس عبدی از تبعیض (وضعیت موجود) در عین مخالفت با فیلترینگ از نقاط حضیض در عمر سیاسی وی است. از لحاظ نظری این تنزل میزان افول اصلاح طلبان را برای ماندن در کنار حکومتی که خودشان بخشی از آن بوده و هستند نشان می دهد. او در مصاحبه ای با انصاف نیوز در ۴ اذر ۲۵۸۴ که تحت عنوان «تحلیل متفاوت عباس عبدی از جنجال سیمکارت سفید» منتشر شده با شجاعت تمام از تبعیض اینترنتی در سطح ملی در حالی که خود از آن برخوردار بوده دفاع می کند.
او تحلیل خود در باب این روسایی بعد از شفاف سازی سایت ایکس در مورد برخورداری از اینترنت برای وارد شدن به ایکس اصولا به تبعیضهای جنسی و مذهبی و ایدئولوژیک در دسترسی به قدرت و منزلت و ثروت اشاره ای نمی کند. او فیل به این بزرگی را در کشور نمی بیند. البته در این مورد عبدی نمی تواند در پشت محدودیتهای آزادی بیان پنهان شود. اگر آزادی بیان در این مورد نداشت حتما از وی انتقاد نمی کردم. البته پاسخ ندادن حق اوست.
خبرنگاری که با وی مصاحبه می کند یا اجازه ندارد سوال سخت بپرسد یا بلد نیست. عبدی نباید چنین بپندارد که تنهایی به تشک کشتی رفته و دستش به عنوان پیروز بالا رفته است. البته حق این است که ایشان از مخالفان فیلترینگ بوده اما برخوردار از این نظام تبععیض و اکنون مدافع این تبعیض آن هم بعد از آشکار شدن آن. من بر این باورم که ماله کشی وی بر نظام تبعیض و برخورداری متصل ها کار نمی کند و این را در این نوشته توضیح می دهم. شرم داشتن در استفاده از تبعیض ها جوان و مسن و پیر ندارد. اندکی شرم حتی نمک زندگی است.
ده انتقاد
۱. عبدی در چارچوب حق مداری از تبعیض دفاع می کنند و بر این باور است که آنها که برخوردار بوده اند حقشان بوده است. این کار وی بسیار شبیه به داستان تبعیض مثبت در امریکاست. در آن بحث هم عده ای می گویند دانشگاه رفتن یا گرفتن شغل حق همه نیست و بنابر است تبعیض نژادی و قبیله ای و قومی مشکلی ندارد. آنها می گویند حق کسی نقض نشده، حق کسی خورده نشده یا حداقل در مشاغل بخش خصوصی یا کرسیهای دانشگاهی خصوصی چنین حقی وجود ندارد. البته دیوان عالی امریکا این را قبول نکرده است و تبعیض نژادی و جنسی و قومی را حتی در دانشگاههای خصوصی منع کرده است. تبعیض در هر عرصه ای تبعیض است و ما به عنوان افراد حق مدار برای تک تک انسانها حق مداری قشری و قبیله ای و محفلی نداریم. این اصل امتیازات برای ما و محدودیتها برای آنان قابل دفاع نیست.
۲. عبدی در مورد بهره مندان از این نظام تبعیض می گوید: «آنان باید در برابر این وضعیت مسئولیت بپذیرند و از معافیت همه مردم دفاع کنند. اگر چنین نکردهاند باید پاسخگو باشند… در هر حال بهتر است افرادی که ممنوع از این حق نشدهاند با تمام توان از آزادی دسترسی همگان دفاع کنند.» اگر مبارزه عمومی باید به برخورداری از حق منجر شود چرا عبدی معترضان سال ۹۶ را شایسته کشتار می دانست؟ مگر آنها به تبعیضها معترض نبودند؟ او از حکومت می خواست معترضان سرکوب شوند: “باید با تمام توان نسبت به اغتشاش و تخریب، واکنش تند نشان دهیم. گمان نکنیم که این مساله فقط مشکل عدهای افراد در حکومت است. این انتقامی است که کشورهای مرتجع منطقه میخواهند از ایران بگیرند و لحظه شماری میکنند که تمدن ایرانی را نیز در وضعیت لیبی و سوریه و عراق ببینند. مشکل آنان فقط دولت و حکومت ایران نیست، مساله آنان تمدن و تمامیت ارضی ایران است.” (عباس عبدی، اعتماد ۱۱ دی ۱۳۹۶) او همانند همه دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی اعتراضات را به کشورهای منطقه نسبت میدهد تا سرکوب آنها را مشروع جلوه دهد.
۳. پرسش دیگر از عبدی و افرادی مانند عبدی که خود را منتقد وضع موجود می دانند و از این تبعیضهای دفاع می کنند این است: فرض کنیم شما حق داشتید امتیاز ویژه داشته باشید و از جیب کسی بلند نکردید. چرا این موضوع را شفاف نکردید؟ چرا تا کنون پنهان بود؟ ایا پروژه گیری انحصاری از نهادهای دولتی هم همین حکم را دارد؟ عباس عبدی و حسین قاضیان نباید در رقابت با دیگران پروژه های نظر سنجی از ریاست جمهوری می گرفتند؟ از جیب دیگر کارشناسان برنمی داشتند؟ عبدی مطمئن است بهترین نظرسنجان ایران در آن دوره بوده است؟
۴. عبدی در این مصاحبه می گوید: ؛در واقع این {رفع فیلترینگ} امتیاز به روزنامهنگاران نبود، بلکه آنها را معاف از مجازاتی کردند که همه را باید معاف میکردند.» پاسخ این است که امتیاز همیشه در پاداشها نیست؛ بعضا در مجازات هاست. اگر در مورد زنان مقامات اعمال حجاب اجباری نمی کردند هم همین حرف را می زدند؟ اگر عروسی های مقامات مختلط باشد (در هتل ونه خانه شان) باز هم همین را می توانند بگویند؟
۵. او می گوید: «آیا به ازای این معافیت از مجازات تعهدی داده میشد؟ اگر بلی باید محکوم کرد و اگر نه باید خوشحال بود که حداقل بخشی از جامعه معاف از این وضع شدهاند.» نکته مهم این است که تعهد متقابل در برابر یک امتیاز همیشه کتبی نیست. همیشه اظهار شده و موردی هم نیست. بیشترین تهعد وفاداری است به نظام و خرید تعهد به نظام. امتیازگیران به پذیرش نظام تبعیض، حمله به مخالفان، حمله به براندازان، تمجید از علی خامنه ای متعهد شده اند و اینها را از عباس عبدی هم دیده ایم.
۶. عبدی می گوید: «باید خوشحال بود که حداقل بخشی از جامعه معاف از این وضع شدهاند.» آیا می توان خوشحال بود که بخشی از جامعه صرفا به دلیل ارتباط با قدرت از سهم نفت و منابع خود برخوردار می شود؟ آخرین رقم درآمد سرانه در ایران حدود ۵۵۰۰ دلار بوده. اگر خانواری که با دولت مرتبط است و از گزینشها رد شده یا امتیازی دارد سالی ۲۲۰۰۰ دلار درآمد داشت و خانواری در بلوجستان ۵۰۰ دلار در سال باید خوشحال باشیم که حداقل درصدی به سهم متوسط خود رسیده اند؟ استدلال شما این است که این سهم متوسط خود آنها بوده؟ چگونگی رسیدن و نرسیدن به این درامد اهمیتی ندارد؟
۷. او می گوید «از این که دیگران هم شامل ممنوعیت نشوند، اصلا ناراحت نیستم؛ چون حق آنان است.» عبدی متوجه نیست یا نمی خواهد باشد که حق یک طرفه وجود ندارد. در کدام نظام حقوقی گروهی حق دارند و گروهی محروم می شوند؟ حتی اگر یک نفر از حق وکیل برخوردار نباشد در آن جامعه حق وکیل وجود ندارد. یک نفر اگر توسط گروهی ترور شود هیچ کس در امان نیست.
۸. عبدی با وقاحت می گوید «برای نمونه، برخی دسترسیهای زیادتری نسبت به دیگران دارند. آیا باید به آنها بگوییم دسترسی خود را قطع کنند یا از آن دسترسیها استفاده عمومی کنند.» پرسش این است بر اساس چه سازوکاری این دسترسی ها زیاد تر است برای عده ای؟ بالا رفتن از دیوار سفارت؟ دفاع از سیاست های گسترش طلبانه ج ا در منطقه یا سکوت در برابر آنها؟ این دسترسی زیادتر هم دلیل دارد و هم علت.
۹. او در دفاع خود از تبعیضها به بی حاصل بودن اعتراضات اشاره می کند کسی که خود یک عمر فعال سیاسی بوده است: «اگر مخالفت این افراد میتوانست فیلترینگ را بردارد، حرف درستی بود.» مخالفت یک عبدی درست است اما وقتی صدها عبدی مخالفت دکنند چطور؟
۱۰. این دفاع از این تبعیضها و استفاده از انها را با نوعی اخلاقی بودن در می آمیزد که چندش آور است« «اگر زمانی که من زندان بودم آیا باید ناراحت باشم که چرا دیگرانی که مثل من هستند زندان نیستند و این تبعیض است؟ باید خوشحال باشم که حداقل دیگری آزاد است.» این یک قیاس مع الفارق یا مقایسه سیب و پرتغال است. اگر همه عینا شرایط عبدی را داشتند ایا وی ناراحت می شد؟ مشخص است که همه در یک موقعیت نبوده اند. عبدی زندان را به نحو ارادی انتخاب کرده. سیاستمدار بوده در نظامی که رقابت هزینه های جدی دارد. مردم عادی در استفاده از خدمات عمومی قرار نیست به منافع خاصی دست بیابند یا نیابند. آنها این مسیر را انتخاب نکرده اند تا هزینه هایش را بپردازند و اگر ببرند پاداش ببرند.

