کادر شاخص ایران اینترنشنال و ترویج چاپلوسی سیاسی
چاپلوسی سیاسی را در میان چپهای توبه کرده در ایران دیده بودیم، هم در دوران پهلوی و هم در جمهوری اسلامی. در میان طرفداران جمهوری اسلامی و حکومت پادشاهی هم تا بخواهید می توانید چاپلوس پیدا کنید. اینها پدیده های نادری نیستند.
نوع تازه آن متاسفانه در میان کارکنان رسانه ای رایج شده تا هر چه بیشتر پادشاهی خواهان و مشروطه طلبان را به برنامه های یوتیوبی و تلویزیونی خود جلب کنند. کارکنان شاخص ایران اینترنشنال هرچه مخاطبانشان بعد از جنبش مهسا کاهش یافته بر چاپلوسی افزوده اند. برای رسانه ها میزان مخاطب اهمیت دارد و تامین کنندگان مالی مخاطب رو به افزایش می خواهند. وقتی مخاطب کاهش پیدا می کند می روند سراغ موضوعات جذاب و موضوعات غیر جذاب. از موضوعات جذاب برای آنها نه تحولات اجتماعی و اقتصادی در ایران و دنیا نیست: حمله/حمله/حمله و سقوط/سقوط/سقط و وطن/وطن/وطن است با چاپلوسی برای خاندان پهلوی و دوستداران آن.
در شش ماه گذشته کارکنان شاخص ایران اینترنشنال یادشان افتاده که محمدرضا شاه هم وجود داشته است. البته موجی از مخالفت با این شبکه وجود داشت و دارند تلاش می کنند مخاطبان پادشاهی خواه را راضی کنند. این امر اگر موردی بود به سراغ این بحث نمی رفتم. متاسفانه به یک روند تبدیل شده است. اینها بعضا در کانالهای شخصی پاچه خاری می کنند که اهمیتی ندارد چون هویت انها از اینترنشنال است. در اینجا ابتدا به سه نکته اشاره می کنم:
۱. چاپلوسی همان قدر چندش آور است که قدرناشناسی و پهلوی ستیزی. (در چند برنامه در مورد پهلوی ستیزی، ترامپ ستیزی و نتانیاهو ستیزی اشاره کرده ام )
۲. چاپلوسی در فرهنگ سیاسی ایران عمر و عمقی بسیار طولانی تر و وسیع تر از پهلوی ستیزی دارد. خوشبختانه در امریکا فرهنگ چاپلوسی بسیار ضعیف است. جاپلوسی سیاسی در ایران با جمهوری اسلامی شروع نشده و با رفتن جمهوری اسلامی پایان نمیپذیرد. احترام گذاشتن به فرد یا ذکر دستاوردها با چاپلوسی مرز روشنی دارد. نمونه های چاپلوسی جان نثار و دست بوسی و معذرت خواهی بدون دلیل و اظهار بدهکاری بی جهت به مقامات سیاسی است بالاخص از جانب مردم.
۳. چاپلوسی صادقانه نداریم چون منافع دارد. اگر بتوانید قبول کنید که سینه خیز در برابر خامنه ای و پابوسی او صادقانه است چاپلوسی برای پهلوی ها هم می تواتند صادقانه باشد. اگر دست بوسی مراجع شیعه صادقانه و باورمندانه است دست بوسی پهلوی ها هم صادقانه است. نمی شود معیارهای دوگانه داشت. مردم به حکومتها و مراجع دینی وفاداری بدهکار نیستند: رابطه میان دولت و ملت با وفاداری تعریف نمی شود با انجام وعده ها، حاکمیت قانون و حفظ منافع و امنیت ملی تعریف می شود.
البته بخشی از ایرانیان هم در دوران پهلوی و هم ج ا ید طولایی در چاپلوسی دارند و دست بوس بوده اند و شعارهای چاپلوسانه خود را با بسته بندی های فلسفی می فروخته اند. اینها جاوید شاه را تعریف می کنند به ابدی باد ایران یا مرگ بر ضد ولایت فقیه را به مرگ بر دشمنان ایران. این یک مشکل فرهنگی و اجتماعی است. دولتهای نفتی و تمامیت خواه آن را تشدید کرده اند. حزب باد موجود در ایران از رضاشاه روحت شاد، معذرت خواهی از محمدرضا شاه و رفتن به کاخ سعد آباد فراتر رفته و پیشنهاد تشییع جنازه میلیونی محمدرضا شاه را در ایران می دهند. چاپلوسها دارند با هم مسابقه می دهند تا جمعیت بیشتری را جذب کنند.
ذیلا به چاپلوسی های چهار تن از کارکنان ایران اینترنشنال می پردازم:
مراد ویسی
ویسی می گوید: «ما مردم ایران به لحاظ قضاوت تاریخی به شاه فقید ایران بدهکاریم… ما در سال ۵۷ به این ادم … ظلم کردیم.» بعد از چند ماه که از برنامه های یوتیوبی وی می گذشت و در مورد عدم وفاداری به پهلوی ها مورد حمله قرار می گرفت یکباره به یاد معذرت خواهی در برنامهپهای کانال ویدیویی اش افتاد (اگر قبلا چنین می کرده اطلاع ندارم).
سه نوع قضاوت در مورد حکومت پهلوی دوم مطرح می شود: فقدان ازادی و مشارکت سیاسی، سانسور و فساد. عموم مردم قضاوت نادرستی در این موارد نداشتند. ایا اینها باید در این موارد از رژیم معذرت خواهی کنند. اگر بخشی از مردم توجهی به خدمات حکومت نداشتند این هم مشکل حکومت بود چون رسانه های اصلی و ملی، دولتی و در اختیار حکومت بودند. این را نباید گردن مردم انداخت. قربانی را نباید سرزنش کرد. قطبی و مسئولان روز را اکثرا در حال چاپلوسی بودند باید اینجا مواخذه کرد و نه مردم کوچه و خیابان را.
بعد از شورش ۵۷ هم قضاوت عمده مردم متوجه به ضعف حکومت در معرفی فعالیتهای خود، برخورد ضعیف با گروههای تروریستی اسلامی و ناکارآمدی در دو سال آخر بوده است. مردم ایران نه به رهبران سیاسی بدهکار هستند و نه نیازی به معذرت خواهی و غلط کردن در این موارد دارند دارند. حکومت را نیز یک اقلیت کوچک برانداخت و نه همه مردم. محمدرضا شاه و منصوبان وی برای ناشایستگی در حفظ قدرت باید مورد انتقاد قرار گیرد و نه مورد ستایش. سقوط رژیم را به کلیت مردم ایران نباید نسبت داد. جمعی تروریست انجام دادند و حکومت را باید در شکست از آنها انتقاد کرد.
این عبارت «ما مردم ایران» ویسی کلی و بی مفهوم است و صرفا چاپلوسی مردمی که خواهان ندامت بقیه از سقوط پهلوی هستند تا اینها در خدمت برنامه پادشاهی قرار گیرند. کسی نمایندگی از سوی مردم ندارد. ۳۵ ملیون ایرانی را نباید در یک ظرف قرار داد. در همان سال صدها هزار نفر به دفاع از محمدرضا شاه به خیابانها آمدند اما طرف مقابل جدی تر و سرسخت تر بود و حکومت بسیار ضعیف و مقامات در حال انتقال سرمایه و خانواده های خود به خارج. جمعیت حاضر در تظاهرات اقلیت کوچکی بودند اما فضای رسانه ای را در دست داشتند، پول داشتند، و نیروی شبه نظامی برای ترور. طرف مقابل یعنی مقامات حکومتی ضعیف بودند و در حال فرار. در این حال چرا اکثریت مردم باید از طرف در حال فرار معذرت خواهی کند؟
کامبیز حسینی
او چنین می گوید: «در این برنامه و در اولین روز سال میلادی ما با احترام کلاه از سر برای محمدرضا شاه بر می داریم و به سلامتی اش من همین جا از جام بلند می شم.» او بعد از این سلام نظامی می دهد.
مزدک میرزایی
کامبیز حسینی: «اگر می تونستی یکی رو زنده کنی چه کسی رو انتخاب می کردی؟»
میرزایی: «چه کسیو. سوال سختیه شاید شاه فقید.»
ایشان چرا یاد دوستان نزدیک و اعضای خانواده اش نمی افتد؟ چرا برای سه دهه ایشان یاد شاه فقید نیفتاده بود؟
آرش علایی
حدود یک سالی بود که مخاطبان شبکه به ایشان فحاشی می کردند تا او این عکس را گذاشت و خلاصی یافت. اکنون ناسزاها به ستایش تبدیل شده است.
این صرفا امری شخصی نیست. صفحه وی کاپیتال ریپورتر نام دارد که نقش ایشان در ایران اینترنشنال است. هیچ یک از این افراد تازه به دنیای رسانه ها نیامده و هر کدام دو تا سه دهه فعالیت داشته اند. آدمها نظراتشان را تغییر می دهند اما زمینه و پس زمینه هم اهمیت دارد: آنفالو، ناسزا، ویو، کلیک، موفقیت جلب توجه فرصت طلبان دیگر و سفیدشویی. اینها قدرت چاپلوسی را دریافته اند. آنها که تازه متوجه تاریخ ایران و پهلوی ها شده اند مورد تردید هستند که با چاپلوسی دارند اعتماد جلب می کنند. اینها عادی و غریزی نیست چون شبکه می تواند اینها را منع کند.
این چاپلوسیها چهار دلیل مشخص دارد
۱. ایران اینترنشنال تحت فشار بایکوت بوده و کارکنان مطرح تر شبکه برای حفظ کار خود یا تداوم مطرح بودن در شبکه های اجتماعی به چاپلوسی برای حفظ شبکه یا خود (در صورت تعطیلی شبکه) روی آورده اند. مدیران در این زمینه سکوت پیشه کرده اند و این کار را به چهره های مطرح تر سپرده اند. این شبکه ۷ سال است که به فعالیت مشغول است و شاهزاده هم ۴۶ سال است در خارج حضور دار ند و رضا شاه و محمد رضا یک قرن است که در تاریخ ایران مطرح هستند . چرا اخیرا کارکنان این شبکه یاد این ستایش ها افتاده اند؟ کشفیات تازه ای در مورد پهلوی ها و ج ا در یک سال اخیر منتشر شده است؟
۲.شکل بیعت تغییر یافته: این اعمال جنبه بیعت دارد و در شبکه های اجتماعی توسط پهلوی گرایان به سرعت منتشر می شود. چاپلوسی موجب ترویج فعالیت های این افراد در شبکه های اجتماعی خودشان هم می شود یا اگر ویوی ویدیوهایشان کاهش یافته آنها را افزایش می دهد.
۳. اینها جالب است که بر خلاف مسیر طرفداران پهلوی ها پیش رفته اند: نه به شاهزاده کار دارند که امروز طرفدارانی دارد و نه به رضا شاه که مردم ایران به او روحت شاد گفته اند. دلیل دارد که مردم ایران روحت شاد را به رضا شاه می گویند و نه پسرش.
۴.این روزها میزان چاپلوسی بسیار افزایش یافته چون عده ای احساس می کنند شاهزاده شانس بیشتری برای بازگشت به قدرت یافته است. جاه طلبی افراد برای ایستادن در کنار قدرت را فراموش نکنید. مسعود بهنود نمونه بسیار درخشانی است و نفوذ زیادی روی خبرنگاران و مجریان تلویزیونی داشته است.

