زشت، زیبا، دلپذیر: سه سناریو
وضعیت موجود جنگ در اواخر هفته دو بدین قرار است: کاهش قابل توجه موشکهای بالستیک پرتاب شده ج ا تا حد ۹۰ درصد، نابودی ۶۰ کشتی جنگی آن (تاو، ناوچه، مین گذار)، همسایه های متحد شده علیه ج ا، انزوای بین المللی، آواره شدن نیروهای سرکوب در خیابانها بعد از نابودی ساختمانهای آنها، ۶۰۰۰ و ۴۰۰۰ به ترتیب حمله امریکا و اسرائیل، و آغاز حمله به برخی تاسیسات غیر نظامی. اسرائیل هم مشغول پاکسازی خیابانها از ایست های بازرسی و پایگاههای بسیج و یگان ویژه بوده است. در این مرحله پرسش اکثر ایرانیان این است که آیا حملات ادامه می یابد؟ در این تصمیم ترامپ تنها عنصر تعیین کننده نخواهد بود چون سه عامل دیگر در اینجا وجود دارد: بی بی، ج ا، و معترضان.
ترامپ می گوید «این درگیری «خیلی زود» پایان خواهد یافت» در پاسخ به خبرنگاری که از او پرسید آیا فکر میکند این جنگ همین هفته یا در روزهای آینده تمام میشود. سخن بعدی وی این بود: «نه اینقدر زود، اما بهزودی. خیلی زود.» این عبارات ایرانیان باورمند به مداخله برای سقوط رژیم را نگران ساخته است. او در ادامه حملات ۱۰ روز اول را اینطور توصیف کرد: «ما همین حالا هم میتوانیم آن را یک موفقیت عظیم بنامیم و از اینجا برویم. من میتوانم همین حالا آن را تمامشده اعلام کنم، یا میتوانیم جلوتر برویم و ما جلوتر هم خواهیم رفت. اما خطر اصلی در این جنگ سه روز پیش پایان یافت. ما رژیم را در همان دو روز اول کاملا از کار انداختیم.» چقدر احتمال این توقف زودهنگام جنگ وجود دارد؟ سه سناریو باید برای پاسخ به این پرسش بررسی کرد.
سناریوی اول: زشت
رها کردن جنگ در میانه کار با آوردن فهرستی از موفقیتها بدون سقوط رژیم یا تسلیم آن سناریوی زشت جنگ جاری است. اسرائیل و ایالات متحده بعد از موفقیتهایی که داشته اند می توانند به همین ها قناعت کنند و بروند. اسرائیل می تواند از کشته شدن سید عبدالرحیم موسوی (رئیس ستاد کل نیروهای مسلح)، محمد پاکپور (فرمانده کل سپاه پاسداران)، علی شمخانی (دبیر شورای دفاع کشور)، عزیز نصیرزاده (وزیر دفاع) و محمد شیرازی (رئیس دفتر فرماندهی رهبر جمهوری اسلامی) و چند فرمانده دیگر سپاه از جمله درهباغی، علی تاجیک، داود عسگری، حسینی مطلق، بابائیان، هلالی و رضائیان نام برده و به این دستاورد به ۴۰۰۰ سورتی پرواز را نیز اضافه کند. البته این در صورتی اتفاق می افتد که امریکا بخواهد به جنگ پایان دهد چون اسرايیل به تنهایی این جنگ را ادامه نمی دهد. بی بی البته تا حد ممکن به این سناریو رضایت نمی دهد. این کار با منطق خود ترامپ که ۵ سال دیگر ممکن است امریکا مجبور شود برگردد و تقاضای تسلیم کامل همخوانی ندارد. البته امکان آن وجود دارد.
سناریوی دوم: زیبا
برخی نگران از نحوه پایان جنگ می پرسند آیا رژیم تسلیم خواهد شد یا چه زمانی تسلیم خواهد شد. این خواسته روشن رئیس جمهور امریکا بوده است از ابتدای جنگ. اما مقامات ج ا سرسختی نشان می دهند. ج ا در حال امتحان آخرین کارتهای خود است. نخست حمله به ۱۱ کشور که در حمله مشارکت نداشتند اما این عامل فشار بر امریکا کافی نبود و باعث شد کمک از فرانسه و بریتانیا و ایتالیا برای کشورهای عربی فرا برسد. کارت دوم نظام بستن تنگه هرمز بوده که نوعی خودکشی بوده است برای نظام اما عملی شده است. این تهدید باعث تشدید حملات بالاخص به زیر ساختهای صنعتی و انرژی شده است. نتیجه این امر توقف فروش بخش عمده نفت ج ا است که برای دراز مدت خود حکومت نمی خواهد.
قدرت آتش بسیار بالای ایالات متحده می تواند موجب تغییر مسیر حملات از قوای قهریه به زیرساختها مثل کارخانه ها، پالایشگاهها و نیروگاهها شود و عملا نوعی اعتصاب همگانی با تعطیلی کشور شکل بگیرد. حکومت در این شرایط ممکن است زیر بار حملات شدید ترک خورده و تسلیم شود. البته امکان این امر در هفته های اول اندک است.
اسرائیل با رفتن به لایه های زیرین نهادهای مخرب و سرکوب در حیطه های سایبری، هسته ای، موشکی، جاسوسی و ترور به عمیق تر شدن ترکها کمک می کند. در ظاهر آنچه از قوای قهریه دیده می شود پادگانها و مراکز بسیج و یگان ویژه و کلانتریها هستند اما کار سپاه و نهادهای امنیتی بسیار فراتر از ایست بازرسی و آموزش تانک و خلبانی یا مراقبت از مقامات بوده است. اسرائیل با نقطه زنیهای هفته دوم جنگ دارد تکنوکراتها و متخصصان فن آوری حکومت مافیایی را می زند. بدون یک سازمان جاسوسی و اطلاعاتی حرفه ای پیدا کردن اینها برای مردم ایران بسیار دشوار بود و از این جهت قدر اسرائیل را باید دانست. سی آی ای در این زمینه ها تمرکزی در ایران نداشته است. ارزش اطلاعاتی که اسرائیل در اختیار امریکا می گذارد بسیار فراتر از چند میلیارد دلار کمک سالانه است.
مدل کار لایه های زیرین و ظاهرا غیر نظامی نهادهای سرکوب و گسترش طلبی در ایران را از خانه های تیمی قبل از ۵۷ گرفته اند اما با شکل تخصصی تر و با استخدام نیروهایی که بسیار فراتر از کادر معمولی حقوق می گرفته اند.
سناریوی سوم: دلپذیر
سناریویی که مورد پسند جمع بیشتری از مردم ایران قرار کی گیرد این است که پس از شخم زدن قوای قهریه و فشل کردن حکومت فراخوان بیرون ریختن مردم با حمایت مستقیم اسرائیل و امریکا داده شود. مردم معترض به خیابان آمده و طومار رژیم را در هم بپیچند. این فراخوان سراسری خواهد بود چون در سراسر کشورمراکز نیروی انتظامی و سپاه مورد حمله واقع شده اند و مردم می توانند با خیال بهتر به کار رژیم رسیدگی کنند.
ج ا با اقدامات خود چه کشتار مردم و چه اقدامات منطقه ای و بین المللی خود این سناریو را در سالهای اخیر محتمل تر ساخته است. گزینه های اسرائیل و امریکا در دوران جنگ مدام مورد بحث قرار می گیرد چون از ترامپ می پرسند و ایشان حرفهای پراکنده می زند اما از گزینه های ج ا کمتر سخنی گفته می شود. مهم ترین گزینه ج ا در ۲.۵ سال بعد از حملات ۷ اکتبر حماس به اسرائیل خودکشی و خود نابودی بوده است و همین گزینه اکثریت مردم و دولتها امریکا و اسرائیل را با هم متحد ساخته است. ج ا در سال ۲۰۲۳ به جایی رسید که چاره ای بجز خودنابودی ندارد: پروژه گسترش طلبی و محو اسرائیل شکست خورده بود اما نمی توانستند این را هضم کنند و هنوز هضم نکرده اند.
البته این روند خود نابودی بدین معنا نیست که کار یک پادان دهنده به نام مردم و یک تسرسع کننده به نام اسرائیل نمی خواهد. پایان کار خود به خود اتفاق نمی افتد.
حکومت بعد از ۷ اکتبرهمه کارتهایش را تا انتها دارد بازی می کند اما این کارتها رو به اتمام است. حاکمان ج ا حتی در همسایگی نمی خواهند با دیگران کنار بیایند. این فهرستی است از ۸ اقدام حکومت به خودکشی و عواقب آن: ۱) کمک، طراحی، تدارک و دفاع همه جانبه از ۷ اکتبر؛ ۲) پاسخ به اسرائیل (وعده صادق ۱ و۲) بعد از حذف فرماندهان سپاه قدس در سوریه و استفاده از حوثیها که جنگ را به داخل کشید؛ ۳) نپذیرفتن غنی سازی صفر در دور اول مذاکرات با دولت ترامپ که به جنگ ۱۲ روزه منتهی شد و ج ا پاسخ خود را همان وعده صادق ۳ معرفی کرد که در دور قبل وعده اش را داده بود؛ ۴) کشتار دی ماه در شرایطی که حمله خارجی را هم روبروی خود می دید؛ متوجه نبودند که این کشتار حمله را برای امریکا حداقل مشروع تر خواهد ساخت؛ ۵) نپذیرفتن غنی سازی صفر در دور دوم مذاکرات با دولت ترامپ که به حمله گسترده امریکا و اسرائیل انجامید؛ ۶) حمله به ۱۲ کشور تحت عنوان وعده صادق ۴ که به شکست دیپلماتیک رژیم و متحد کردن دولتهای منطقه علیه آن انجامید؛ شورای امنیت سازمان ملل پیشنویس قطعنامهای را تصویب کرد که حملات ج ا به کشورهای منطقه را با شدیدترین لحن محکوم میکند: ۱۳ عضو شورای امنیت به این پیشنویس رای مثبت دادند و دو کشور، روسیه و چین، رای ممتنع دادند. ۷) انتخاب مجتبی به رهبری که بدترین انتخاب حکومت در ۴۷ سال گذشته بوده است، کسی که اکثریت با وی مخالف اند نه این که همراهی نداشته باشند و بخواهند به وی فرصت دهند؛ و ۸) حمله به نفت کشها و مین گذاری تنگه هرمز که تداوم حملات را مشروعیت بیشتری می بخشد.
بیسابقه ترین اقدام ج ا بعد از پایان جنگ ایران و عراق تا کنون نا امن سازی تنگه هرمز است. این یک راهزنی جهانی و در عین حال یک فرصت برای همپیمانی اروپا، امریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس است. مقامات می دانستند جنگ به داخل بیاید بازنده اند اما ادامه دادند. اینها نشان می دهند که این رژیم عقل بقا ندارد و مردم می توانند با یک حرکت گسترده آن را بیندازند. البته عده ای در خارج کشور به دلیل احساس بی کلاه ماندن سشان از قدرت با این مسیر همراهی ندارند. در این شرایط دلسوزی برای زیرساختها مثل ناراحت شدن از خراب کردن یک آشپزخانه بازسازی شده است وقتی کل ساختمان کهنه را دارند خراب می کنند. ایران امروز یک کشور کلنگی است.


درود و تشکر