فرج سرکوهی: مارکسیست خجالتی و جامعه شناس قلابی
فرج سرکوهی یک مارکسیست پنهان است که خودش را عدالت گرا و پیشگام معرفی می کند که کلمات کلیدی مارکسیستها هستند. او همچنین خود را در مقام جامعه شناس انقلابها قرار می دهد در حالی که اطلاعاتی که عرضه می کند در حد یک روزنامه نگار مطلع هم نیست. او همچنین در مقام ناقد ادبی می نشیند که ناقدان ادبی می توانند او را ارزیابی کنند.
در این نوشته مهملاتی را که وی در مورد نتانیاهو و دولت اسرائیل می گوید نادیده می گیرم، کلماتی مثل راست افراطی، جنگ طلب، جنایتکار، هیتلر، توسعه طلب که همه چپهای ایرانی هزاران بار غرغره کرده اند و خودشان معنای دقیق آنها را هم نمی دانند. او می گوید نتانیاهواز نظر دیوان کیفری جنایتکار جنگی است و این همان دیوانی است که هنوز خامنه ای را جنایتکار اعلام نکرده است.
در این نوشته به مهملات اخیر ایشان که دریایی از پرت و پلاگویی است می پردازم. مواردی که معرف شخصیت و سبک نظر دهی مارکسیستهای ایرانی است مورد توجه قرار داده ام. و این هم ده نکته کوتاه در مورد دیدگاههای وی:
۱. او در مورد دفترچه دوران اضطرار که توسط مشاوران شاهزاده تهیه شده می گوید «به زور اسرائیل می خواهند مرم را مجبور کنند به خیابان بیایند؛ فرش قرمز برای یک عده پهن می کنند… این از هر فاشیسمی بدتر است… با بمباران نمی توان تاج بر سر گذاشت.» (مصاحبه به همراه کنگرلو در برنامه چشم انداز) در متن دفرچه چنین چیزی وجود ندارد. پادشاهی خواهان نیز چنین سخنانی نگفته اند. برچسب فاشیست از برچسبهای معمول مارکسیستهاست. اینها همه اتهام زنی و پرونده سازی است که برای مارکسیتیها دستور العمل است. چپها استادان نیت خوانی و گمانه زنی هستند.
۲. او در همان برنامه می گوید «در دفترچه هست که ما در دوره موقت ساختار امنیتی کشور را می دهیم دست اسرائیل… انگار که ما دولت دست نشانده اسرائیل هستیم.» در دفترچه چنین چیزی وجود ندارد و این یک دروغ عظیم است. مارکسیتها چون بر این اعتقادند که هدف وسیله را توجیه می کند مثل آب خوردن دروغ می گویند.
۳. او در این برنامه می گوید «بخش مهمی از آب اسرائیل از مناطق اشغالی دزدیده می شود.» او در این زمینه نیز بی اطلاعی خود را اثبات کرده و دروغهای اسرائیل ستیزان را تکرار می کند. نمکزدایی حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد از آب خانگی اسرائیل را تأمین میکند و برخی منابع نشان میدهند که این رقم در سالهای اخیر به ۸۵ تا ۸۶ درصد نیز رسیده است. اسرائیل تقریباً ۹۰ درصد از فاضلاب خود را بازیافت میکند، نرخی بسیار بالاتر از هر کشور دیگری، و بیشتر این آب تصفیهشده برای آبیاری کشاورزی استفاده میشود. احتمالا یک از اسرائیلی ها چاه زده و همسایه اش آب چاهش کاهش یافته و دولت اسرائیل را به اب دزدی متهم می کنند یا اسرائیل در زمینهایی که بعد از حمله اعراب گرفته ساختمان ساخته و چاه زده است. واقعیات برای چپها اهمیتی ندارد.
۴. وی در همان برنامه می گوید «دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی با بمباران هوایی نابود نمی شود.» این بخشی از حقیقت است و ایشان تمام حقیقت را نمی گوید. با بمیاران هوایی مراکز نظامی و هسته ای حکومت حداقل ضعیف می شود. چنان که می بینید وی چهار بلاهت فوق را در یک برنامه ۴۵ دقیقه ای با حدود ۱۵-۲۰ دقیقه مرتکب می شود.
۵. سرکوهی در مورد فاجعه ۵۷ بر این باور است که انقلاب بوده و کار مردم است: «مردم آمدند تو خیابونا.» (ویدیوی برخورد با انقلاب ۵۷ ، عذرخواهی یا تحلیل؟ در یوتیوب) این خود «جامعه شناس انقلاب» پندار نمی داند که نباید در مورد کلیت مردم سخن بگوید و فرایند ساقط کردن رژیم را با حکرمتهای مسلحانه، ترور، آدم ربایی و آتش زدن سینما و بانک نادیده بگیرد. چه اقشاری و برای چه و چگونه آمدند بیرون؟ سخنی نمی گوید.
۶. فرج سرکوهی در یک سخنرانی در فرانکفورت (بخش ۲ با عنوان «بخشی از جامعهی ما میتواند پایگاه فاشیزم باشد») جریان مقابل چپ را فاشیسم معرفی می کند. چپ ایرانی همه ویژگیهای جریان فاشیسم را یدک می کشد و در عین حال به دیگران برچسب فاشیست می دهد. این جریان خود را مترقی معرفی می کند. این یعنی چه؟ چپها خود را پیشرو و بقیه را عقب مانده و مرتجع می خوانند. این ملاک حقیقت آنهاست. از این جهت دروغگویی که هزاران سال پیش بد شمرده می شده دیگر دمدمه است.
۷. در مواردی سرکوهی توهم مدرس مارکسیسم را پیدا کرده و در این مورد خطابه خوانی می کند. او در یک ویدیوی یوتیوبی تحت عنوان «ضرورت سوسیال دموکراسی در ایران» می گوید «جنبش سوسیالیستی هیچ احکامی ندارد… برخوردی با دنیاست.» مگر می شود سوسیال دمکراسی که دهها سیاست را توصیه می کند احکامی نداشته باشد؟ ایشان با این حرف اثبات می کند که سیاست را می فهمد و نه سیاستگزاری را. وی در این ویدیو خود را سوسیالیست معرفی کرده و به سه ویژگی سوسیال دمکراسی اشاره می کند:
۱) دمکراسی که بخشی از عنوان این جریان است و او دشوار می توانسته آن را فراموش کتد؛
۲) جدایی دین از حکومت که این تعریف سکولاریسم است و نه سوسیالیسم و
۳)عدالت اجتماعی که هر فعال سیاسی در دنیا می داند یعنی سوسیالیسم. او پس از این به سراغ انچه در سال ۵۷ در روزنامه ها خوانده می رود مثل این که ابزار تولید در دست کم شماری از آدمهاست است، انسان به کالا تبدیل می شود، از خود بیگانگی انسان در نظام سرمایه داری، و ضرورت مالکیت جمعی. اینها خود مارکسیسم است بدون چون و چرا. او در این بحث هیچ نکته تازه ای ندارد.
۸. او در پاسخ به سوال رادیو زمانه در ۱۹ مهر ۱۴۰۳ می گوید «اکثر مردم ساکن ایران مخالف جنگ هستند و حمله نظامی به ایران ضربه شدیدی به مبارزات صنفی و جنبش دموکراتیک در داخل کشور خواهد زد.» او چگونه متوجه نکته اول شده و شواهد گفته دومش چیست؟ نمی گوید. ضعیف شدن سپاه و حکومت چگونه به مبارزات مردم ضربه می زند؟ وی در مصاحبه ای دیگر با رادیو زمانه می گوید «من داخل کشور نیستم و اطلاعی هم ندارم» اما بلافاصله می گوید «اکثریت مردم خواهان جنگ نیستند.» این جمله با جمله قبلی نمی خواند. فرج سرکوهی در پاسخ به زمانه می گوید «جنبش صلح و انقلاب دموکراتیک علیه جمهوری اسلامی باید به هم پیوند بخورند.» او تصور می کند جنبشی به نام صلح خواهی در ایران وجود دارد در حالی که اثری از آن در ایران دیده نمی شود. چپهای طرفدار جنگ مسلحانه از کی طرفدار صلح شده اند؟
۹. سرکوهی می گوید «آن ایرانی که برای کسبِ قدرت به استقبالِ بمبارانِ کشور و جنگ و مرگِ مردمان میرود، در جهانی دور از خردِ انسانی فرودسی و گفتهی هوشمندانه اسفندیار، در کمینِ جانِ مردم نشستهاند.» (اخبار روز ۱۳ اکتبر ۲۰۲۴) این نمونه تعطیلی اندیشه تحلیلی در سخنان وی است. او با مساوی گرفتن ج ا و نهادهای آن با کشور شروع می کند و بعد نیت خوانی می کند: «برای کسب قدرت.» (او از کجا می داند؟) چه کسی به استقبال بمباران کشور رفته است؟ همچنین آیا او می داندکه بنا به گفته مقامات ۳/۴ کشته شده ها خود تروریست نظامی بوده اند و دهها نفر دیگر مامور زندان و بازجو خبرنگار؟
۱۰. سرکوهی می گوید «اگر خبرِ تعطیلی #رادیو_فردا و #صدای_آمریکا، به دستورِ دولتِ ترامپ درست باشد، فضای گردشِ آزادِ اخبار و اطلاعات و افکار در زبانِ فارسی تنگتر میشود. در موقعیتی که رسانهها و پلتفرمهای اینترنتی داخلِ کشور اسیرِ سانسورِ جمهوری اسلامی هستند، تعطیلی هر رسانهی حرفهای فارسی زبانِ خارج از کشور، با هر سمت و سوئی، ضربهای است به گردشِ آزادِ اطلاعات، اخبار و افکار در فضای فارسی زبان. میتوان به این و آن رسانه انتقاد کرد اما هر رسانهی حرفهای آزاد از سانسورِ فضائی است با ارزش برای ایرانیان.» سرکوهی هنوز متوجه نشده که صدای امریکا و رادیو فردا در خدمت لابی ج ا و خشنود سازی رژیم بودند. چرا کسی که پدیده ای را نمی شناسد در این مورد اظهار نظر می کند؟


He is a typical Iranian “Marxist “ of the 57 ish genre, ie. illiterate about Marxism itself but by mumbling few “leftists” remarks he pretends to know Marxism. A charlatans in disguise.
Amazing!