بساط نقد ۴: بزرگ ترین دروغ بوقها در قرن ۲۱؛ آخر الزمان محیط زیستی
نویسنده این یادداشت متخصص محیط زیست نیست اما به حقه بازیهای رسانه ای (ترساندن مردم با پایان جهان و انسان) و فریبهای سیاسی در عرصه سیاستگزاری (مالیات بر کربن و دشمنی با رشد اقتصادی و توسعه) حساس است. اینها کار چپهاست چون چیز دیگری برای عرضه ندارند و تشنه قدرتند. چپ غربی و شرقی به طور کلی تنها به نابودی بشریت و بالاخص تمدن غربی کمر بسته است. قبلا در مورد آلودگی مباحث محیط زیستی چپها به ایدئولوژی سخن گفته ام و نشان داده ام که هر آنچه می گویند علم نیست. به خبر زیر از بلومبرگ توجه کنید که در اوایل سپتامبر ۲۰۲۵ منتشر شد:
«دانشمندان هشدار میدهند سیستم گردش آب اقیانوس اطلس که نقشی کلیدی در تنظیم آب و هوای اروپا ایفا میکند، ممکن است تا سال ۲۳۰۰ دچار فروپاشی شود و زمستانهای بسیار سردی را برای این قاره رقم بزند. گردش نصفالنهاری اطلس (AMOC) که آب گرم را به شمال و آب سرد را به جنوب منتقل میکند، تحت تاثیر گرمایش جهانی و ذوب یخهای گرینلند در حال تضعیف شدن است. این سیستم اقیانوسی به اروپای غربی کمک میکند دمایی ملایمتر از مناطق همعرض مانند سیبری داشته باشد و نقش مهمی در توزیع بارندگی جهانی و تنوع زیستی اقیانوسها بر عهده دارد. مطالعات اخیر نتایج متناقضی درباره وضعیت گردش نصفالنهاری اقیانوس اطلس ارائه دادهاند. برخی پژوهشها، از جمله مطالعهای در ژانویه ۲۰۲۵، نشان داد این جریان در ۶۰ سال گذشته کاهش نیافته و پژوهش دیگری در فوریه سال جاری احتمال فروپاشی کامل آن در قرن جاری را اندک دانست.» بدون جملات اخر این خبر از همان جنس داستانهای اخر الزمانی و پیش بینی های گتره ای ۲۵ سال اخیر است.
چپ در ربع قرن ۲۱ مدام در مورد تغییرات اقلیمی دروغ بافته است مثل گزارش نیویورک تایمز در باب رفتن فلوریدا به زیر آب در سال ۲۰۲۰ که در اپایل این قرن منتشر شد. اخیرا گزارشی توسط وزارت انرژی امریکا که توسط دانشمندان تهیه شده بدون هیچ گونه دخالت مقامات منتشر شده است. برخی از مقامات دولت اوباما در این گروه بوده اند. ۵ تن از شناخته شده ترین دانشمندان فیزیک و محیط زیست این گزارش را نوشته اند. نتایج عموما با عقل عرفی می خواند. در این نوشته به نکات اصلی ان اشاره می کنم:
۱. اقلیم همیشه در حال تغییر بوده ولی نه در جهتی که چپها می گفته اند. برخی از ابعاد آن مثبت است برای بشریت مثلا در تولید کشاورزی، کاهش مرگ مرگ میر؛ افراد بیشتر از سرما می مرده اند تا گرما. دقیقا نمی دانیم تاثیر انسانها بر اقلیم چه بوده است. اجماعی در این زمینه وجود ندارد بر خلاف گزارش بوقها.
۲. هیچ اورژانس محیط زیستی وجود ندارد. تحولات محیط زیستی تشدید نشده است.
۳. هیج افزایشی در سیل و طوفان نبوده در دنیا به چشم نمی خورد. تنها تغییر در گردباد بوده که شدت تخریب آنها کاهش یافته است. (۵۰ درصد انرژی کمتر)
۴. مرگ ناشی از هوای تشدید شده کاهش یافته است و نه افزایش. تبلیغات دروغین در این زمینه مخرب بوده است.۲۰ درصد از کودکان می گویند شبهاکابوس می بینند. این تاثیر مخرب رسانه هاست در گزارش دروغهای چپ برای بستن مالیات بر انرژی و داشتن حرفی برای ترساندن مردم که به آنها رای دهند. با لحاظ داشتن جمعیتهای بیشتر در مناطقی که تحت تاثیر سیل و طوفان قرار می گیرند دروغهای تشدید تغییرات آب و هوا تبخیر می شود.
۵. مزخرفات عدالت محیط زیستی با دادن سوبسید محیط زیستی به افراد کم درآمد یا کشورهای فقیر صرفا سیاست سوسیالیستی توزیع درامد است.
۶. تخریب محیط زندگی بشر به دلیل تغییرات آب و هوایی بیشتر نشده. بر سر راه سیل و طوفان به دلیل افزایش جمعیت و صنعتی شدن تاسیسات بیشتری ساخته شده است.
۷. علم اقلیم یک علم جدید است و در دوران نوزادی اش است. پیش بینی هوا امروز در حد یک هفته است اما در آینده ممکن است به یک ماه برسد. ۵۰ سال پیش در حد ۲-۳ روز بود.
۸. این که محیط زیست گرایان می گویند دی اکسید کربن گاز سمی است دروغ است. طبیعت بدون این گاز نابود می شود.
۹. تاثیرات اقتصادی تغییرات اقلیمی قابل نادیده گیری است. اگر هیچ کاری نکنیم تا پایان قرن ممکن است ۲ -۴ درصد درآمد سرانه را کمتر داشته باشیم اما تا پایان قرن می توانیم ۴۰۰ درصد ثروتمند تر باشیم.
۱۰. در اهمیت سیاست محیط زیستی و تمرکز بر آن اغراق شده است. سیاست محیط زیستی بسیار کمتر ار سیاست تجارتی و سیاست آموزشی، بهداشتی یا بهره وری بر زندگی بشر امروزی تاثیر می گذارد. چپ در این زمینه ها دیگر حرفی ندارد به سراغ محیط زیست رفته است.
۱۱. بر خلاف آنچه چپهای محیط زیست گرا (تبدیل سیاستهای محیط زیستی به ایدئولوژی) می گویند مشکل دنیا فقر انرژی است و نه مصرف زیاد انرژی. بشر با مصرف انرژی بیشتر پیشرفت می کند و مرفه تر می شود و نه با انرژی کمتر
۱۲. گرم شدن دنیا ۲ درجه فارنهایت در یک قرن حتی اگر اتفاق هم بیفتد تاثیر چندانی بر زندگی بشر نخواهد داشت.
۱۳.محیط زیست گرایان عاشق داستان سازی اند مثل این که دنیا در حال اتمام است. آنها روایت سازی را جایگزین گزارش و خبر کرده اند. روایتهای آنها بیشتر به کار ساختن فیلم سینمایی می اید با نشان دادن مجسمه آزادی یا ساختمانهای نیویورک که زیر آب فرو رفته اند.
۱۴. توجه به محیط زیست و محدود کردن سوختهای فسیلی یکی از ابزارها و راهبردهای چپ برای تخریب تمدن غربی بوده است. دو عامل بهبود زندگی بشر در قرن بیستم تحول مصرف انرژی و افزایش آزادی انسانها بوده است که چپ با هر دو دشمنی دارد. جپها حتما می دانند که گرما با برق ۲-۴ برابر گران تر از گاز طبیعی است در حالی برق با گاز طبیعی تولید می شود (عمدتا) اما اصرار آنها بر ق تنها به کار بیشتر کردن هزینه زندگی در کشورهای غربی و ورشکسته کردن مردم طبقه متوسط می آید. جنبش اقلیمی بخشی از حرکات چپ برای کنترل زندگی بشر با کنترل انرژی مورد نیاز بشر است.

